محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6289
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بوديم ، با همان گونه بنا و ترتيب ، و دررف [ 1 ] ها نزديك ، هزار هزار دينار مال يافتيم كه در جعبه ها بود كه احمد و كسى كه همراه وى بود مقدار ششصد هزار دينار از آن را برگرفتند . سه جعبه يافتيم : در يك جعبه مقدار يك كيل زمرد بود ، از نوع زمردى كه مانند آن را نديده بودم ، نه از آن متوكل نه از آن غير وى . در جعبه ديگر نيم كيل دانه ( مرواريد ) درشت بود كه به خدا نه از آن متوكل و نه از آن غير وى ، نظير آن را نديده بودم . در جعبه ديگر به مقدار يك كيل كوچك ياقوت سرخ بود همانند آن نديده بودم . گمان نداشتم كه همانند آن در دنيا هست ، همه را براى فروش قيمت نهادم ، قيمت آن دو هزار هزار دينار شد كه همه را به نزد صالح برديم و چون آن را بديد ، باور نمىكرد و يقين نمىداشت ، تا وقتى كه به نزد وى جا گرفت كه مقابل آن ايستاد و گفت : « خدايش چنين كند و چنان كند ، پسر خويش را براى مبلغ پنجاه هزار دينار به كشتن داد و چنين چيزى در يكى از خزينه هاى وى بود . » و چنان بود كه مادر محمد بن واثق پيش از آنكه با وى بيعت كنند ، درگذشته بود . وى زن مستعين بوده بود و چون مستعين كشته شد ، معتز او را به قصر رصافه برد كه حرمتها در آنجا بودند ، وقتى مهتدى به خلافت رسيد روزى به جمعى از وابستگان گفت : « مرا مادرى نيست كه براى كنيزكان و خادمان و پيوستگان وى بده درآمد سالانه ده هزار هزار نيازمند باشم . براى خويشتن و فرزندم بجز قوت نمىخواهم ، چيزى بيشتر نمىخواهم مگر براى برادرانم كه از تنگدستى به رنج بودهاند . » سه روز مانده از رمضان اين سال احمد بن اسرائيل و ابو نوح كشته شدند .
--> [ 1 ] كلمهء متن : رفوف ، جمع رف . به گفتهء برهان : برآمدگىاى باشد از ديوار درون خانه ها به قدر چهار انگشت يا بيشتر كه چيزها بر آن گذارند . و نيز بر فرورفتگى بالاى ديوار اطاق اطلاق كنند كه آن را طاقچهء بلند نيز گويند . ( م )