محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6290
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از كيفيت كشته شدن احمد بن اسرائيل و ابو نوح سببى كه آنها را به كشته شدن كشانيد از پيش ياد شده ، اما در بارهء چگونگى كشته شدنشان گويند كه وقتى صالح بن وصيف اموالشان را با اموال حسن بن مخلد مصادره كرد و با تازيانه زدن و بند نهادن شكنجه شان داد و در گرماى سخت كوره هاى ذغال نزديك آنها نهاد و از هر گونه آسايش بازشان داشت . بدين گونه به دست وى بودند و نسبتهاى بزرگ به آنها مىداد چون خيانت و قصد زبون كردن سلطان و علاقه به استمرار فتنه ها و كوشش براى ايجاد اختلاف ميان مسلمانان . مهتدى در مورد آنها با صالح مخالفت نمىكرد اما با كارهايى ناپسندى كه نسبت به آنها مىكرد ، موافقت نداشت . عاقبت در ماه رمضان حسن بن سليمان دوشابى را به نزد آنها فرستاد تا اگر چيزى از اموالشان نهان مانده ، درآوردن آن را عهده كند . گويد : احمد بن اسرائيل را به نزد من آوردند ، به دو گفتم : « اى بد كاره ! گمان دارى خدايت مهلت مىدهد و امير مؤمنان كشتن ترا روا نمىدارد ، در صورتى كه موجب فتنه ها بوده اى و شريك خونها ، با خيانت بزرگ و نيت و سيرت تباه ، كه اگر به بخشش خداى و گذشت امام نيكروز نشوى ، كمترين آن موجب اعضاء بريدن مىشود ، چنان كه گذشتگان شدهاند ، و كشته شدن در اين دنيا و عذاب ( 397 و زبونى در آخرت . خويشتن را با راستگويى در بارهء مالى كه دارى از آنچه در خور آنى محفوظ دار كه اگر چنين كنى و از راستگويى تو خبر يابد جانت به سلامت ماند . » گويد : گفت كه چيزى ندارد و تا كنون مالى يا ملكى براى او به جاى ننهادهاند . گويد : تازيانه خواستم و گفتم كه او را در آفتاب به پا دارند و تهديد كردن آغاز كردم ، اما از سرسختى و مقاومت وى نزديك بود به چيزى از او دست نيابم تا عاقبت به مقدار