محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6286

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مالى به بغداد فرستاد كه بدان راضى شدند و خواص بغداد با مهتدى بيعت كردند ، به روز پنجشنبه هفت روز رفته از شعبان ، و به روز جمعه هشت روز رفته از شعبان ، دعاى او گفتند ، از پس فتنه اى كه بود و در آن جمعى كشته شد يا در دجله غرق شد و گروهى ديگر زخمى شدند ، از آن رو كه گروهى از طبريان مسلح ، خانهء سليمان را حفاظت مىكردند و مردم بغداد در خيابان دجله و بر پل با آنها نبرد كردند پس از آن كار راست آمد و آرام شدند . سخن از پديدار شدن قبيحه مادر معتز در ماه رمضان اين سال قبيحه بر تركان نمودار شد و آنها را به مالها و ذخيره ها و جواهرها كه به نزد وى بود رهنمون شد . چنان كه گفته‌اند وى ترتيب كشتن صالح را داده بود و با دبيرانى كه صالح آنها را سرنگون كرد در اين باب اتفاق كرده بود . وقتى صالح آنها را سرنگون كرد و قبيحه بدانست كه آنها زير شكنجه ، چيزى را از صالح نهان نداشته‌اند ، به هلاكت خويش يقين كرد و براى نجات خويش كوشيد و هر چه مال و جواهر و كالاى گرانقدر در خزينه هاى جوسق بود برون برد و همه را با چيزهايى از همين گونه كه پيش از آن ذخيره نهاده بود ، ذخيره نهاد و چون خطرى را كه براى وى و پسرش رخ داد نزديك مىديد براى فرار حيله كرد و يك راه زير زمينى از داخل قصر ، از اطاق خاص خويش ، بكند كه به جايى مىرسيد كه از تفتيش [ 1 ] بدور بود . ( 394 وقتى از حادثه خبر يافت بىدرنگ و انتظار ، در آن راه برفت تا از قصر برون شد . وقتى آشوبگران از آنچه در بارهء پسرش مىخواستند كرد ، فراغت يافتند به طلب وى رفتند ، ترديد نداشتند كه به دو دست مىيابند اما قصر را از او خالى يافتند و كار وى از آنها پوشيده بود نه چيزى از آن مىدانستند و نه اثرى بود كه به شناخت

--> [ 1 ] كلمهء متن .