محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6242

تاريخ الطبرى ( فارسي )

عتاب بن عتاب و محمد بن يحيى واثقى و محمد بن هرثمه و محمد بن رجاء و شعيب بن عجيف و امثالشان بخواند كه نامه را بر آنها بخواند كه پيش محمد بن عبد الله رفتند و به دو خبر دادند . محمد بن عبد الله دستور داد كه صالح بن هيثم را احضار كردند و به دو گفت : « براى چه بىخبرى من چنين كردى ؟ » و تهديد كرد و سخنان درشت با وى گفت و به سرداران گفت : « منتظر بمانيد تا من در اين باب بينديشم و تصميم خويش را با شما بگويم . » سرداران بر اين قرار از نزد محمد بن عبد الله برفتند . پس از آن مزدوران و شاكريان و نوبتيان بيامدند ، ده روز رفته از ماه رمضان ، و بر در محمد بن عبد الله فراهم شدند و مقرريهاى خويش را مىخواستند . به آنها خبر داد كه در پاسخ نامه اى كه در بارهء مقرريهاى سپاه بغداد نوشته بود نامه خليفه آمده كه اگر مزدوران را براى خويشتن گرفته اى مقرريهايشان را بده و اگر براى ما گرفته اى ما را به آنها نياز نيست . وقتى اين نامه به محمد رسيد پس از آشوب سپاهيان دو هزار دينار براى آنها برون آوردند و براى پرداخت نهادند كه آرام گرفتند . سپس به روز يكشنبه يازده روز رفته از ماه رمضان با علمها و طبلها فراهم آمدند و بنزد در حرب و در شماسيه و غيره سرا پرده ها و خيمه ها به پا كردند و خانه هايى از حصير و نى بساختند و شب را آنجا به سر كردند و صبحگاهان جمعشان بسيار شد . ابن طاهر گروهى از خواص خويش را شب در خانه نگهداشت و به هر كدام دو درم داد اما چون صبح شد از خانهء وى سوى آشوبگران رفتند و با آنها شدند . ابن - طاهر سپاه خويش را كه از خراسان با وى آمده بودند فراهم آورد و آنها را مقررى دو ماهه داد . به سپاهيان قديمى بغداد نيز به سوار دو دينار و به پياده يك دينار داد و خانهء خويش را پر از مرد كرد .