محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6227
تاريخ الطبرى ( فارسي )
در همين سال بنى عقيل راه جده را بريدند ، جعفر بشاشات با آنها نبرد كرد و نزديك به سيصد كس از مردم مكه كشته شدند . اين شعر از يكى از بنى عقيل است : « تو دو جامه دارى و مادر من برهنه است « اى روسپىزاده جامه ات را سوى من انداز . » وقتى بنى عقيل چنان كردند در مكه نرخها گران شد و بدويان به دهكده ها هجوم بردند . سخن از خبر قيام اسماعيل بن يوسف در مكه در اين سال ، به ماه ربيع الاول ، اسماعيل بن يوسف علوى در مكه قيام كرد و جعفر بن فضل عامل مكه گريخت . اسماعيل منزل جعفر و منزل ياران سلطان را غارت كرد و سپاهيان را با گروهى از مردم مكه بكشت و مالى را كه براى ترميم چشمه آورده بودند بگرفت ، با هر چه طلا در كعبه بود و هر چه طلا و نقره و بوى خوش كه در - خزينه هاى آن بود ، با پوشش كعبه . از مردم ، نزديك دويست هزار دينار گرفت . مكه را غارت كرد و قسمتى از آن را بسوخت . پس از پنجاه روز از مكه برون شد و سوى مدينه رفت . على بن حسين عامل آنجا نهان شد ، از آن پس اسماعيل به مكه بازگشت ، در ماه رجب . و آنها را محاصره كرد تا مردم مكه از گرسنگى و تشنگى مرگ را به چشم خويش ديدند ، يك چهارم رطل نان به يكدرم رسيد و گوشت رطلى به چهار درم و يك جرعه آب به سه درم . مردم مكه از اسماعيل هر گونه بليه ديدند ، از پس پنجاه و هفت روز كه آنجا بود سوى جده رفت و خوردنى از مردم ببريد و اموال بازرگانان ( 347 و چهارپاداران را بگرفت ، گندم و ذرت را از يمن به مكه بردند . پس از آن كشتيها از قلزم رسيد . پس از آن اسماعيل بن يوسف به وقت حج بيامد ، و اين به روز عرفه بود .