محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6228
تاريخ الطبرى ( فارسي )
محمد بن احمد ملقب به كعب البقر آنجا بود با عيسى بن محمد مخزومى سالار سپاهيان مكه كه معتز آنها را سوى مكه فرستاده بود . اسماعيل با آنها نبرد كرد ، نزديك هزار و صد كس از حجگزاران كشته شدند مردم را لخت كردند كه به مكه گريختند و به شب تا روز در عرفه نماندند ، تنها اسماعيل و يارانش بماندند ، آنگاه سوى مكه بازگشت و اموال آنجا را نابود كرد . ( 348 آنگاه سال دويست و پنجاه و دوم درآمد . سخن از حادثاتى كه به سال دويست و پنجاه و دوم بود از جمله آن بود كه مستعين ، احمد بن محمد بن معتصم ، خويشتن را از خلافت خلع كرد و با معتز ، محمد بن جعفر متوكل بن محمد معتصم ، بيعت كرد و به روز جمعه ، چهار روز رفته از محرم همين سال ، برد و منبر بغداد و در دو مسجد جانب شرقى و غربى معتز را دعا گفتند و از سپاهيانى كه آن روز آنجا بودند براى وى بيعت خلافت گرفتند . گويند : وقتى شرايط امان براى مستعين نوشته شد ابن طاهر به نزد وى درآمد ، سعيد بن حميد نيز با وى بود . به دو گفت : « اى امير مؤمنان ، سعيد شرايط را نوشته و كاملا مؤكد كرده ، اكنون بر تو مىخوانيم كه بشنوى . » مستعين به دو گفت : « مهم نيست ، مهم نيست ، چرا از آن چشم نپوشيدى . اين قوم بهتر از تو خدا را نمىشناسند ، تو بر خويشتن شرايط مؤكد نهاده بودى و چنان شد كه مىدانى . » محمد پاسخى به دو نداد . وقتى مستعين با معتز بيعت كرد و در بغداد از او بيعت گرفتند و از بنى هاشم و قاضيان و فقيهان و سرداران بر او شاهد گرفتند ، وى را كه در رصافه بود با زنان و فرزندان و كنيزكانش به مخزم بردند ، به قصر حسن بن سهل ، و همه