محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6222

تاريخ الطبرى ( فارسي )

پرورندهء خويش را رها مىكنى . » و نظير اين سخنان با وى گفت . محمد بن عبد الله گفت : « خدا اين را زبون كند كه نه به كار دين مىخورد نه دنيا . » گويد : نخستين كسى كه در اين مجلس به منصرف كردن محمد بن عبد الله از كوشش در كار مستعين پرداخت عبيد الله بن يحيى بود ، آنگاه احمد بن اسرائيل و حسن ابن مخلد ، در اين باب با عبيد الله بن يحيى همدلى كردند و همچنان با محمد سخن كردند تا وى را از راى خويش در بارهء نصرت مستعين بگردانيدند . به روز قربان اين سال ، مستعين نماز قربان را با مردم بكرد ، در جزيره اى كه رو به روى خانهء ابن طاهر بود . پس از آن برنشست . عبيد الله بن عبد الله پيش روى او بود و نيم نيزه را كه از آن سليمان بود ، با خود داشت . نيم نيزهء سلطان بدست حسين بن اسماعيل بود ، بغا و وصيف نيز دو طرف وى بودند ، محمد بن عبد الله طاهرى برننشست . عبد الله بن اسحاق در رصافه نماز جماعت كرد . آغاز گفتگو در بارهء خلع مستعين به روز پنجشنبه محمد بن عبد الله برنشست و به نزد مستعين رفت گروهى از فقيهان و قاضيان نيز به نزد وى حضور يافتند . گويند كه به مستعين گفت : « بر اين قرار از من جدا شدى ( 343 كه دستور مرا در بارهء هر چه عزم مىكنم انفاذ كنى و در اين باب رقعه اى به خط تو به نزد من هست . » مستعين گفت : « رقعه را بيار . » آن را بياورد كه در آن سخن از صلح بود و از خلع سخن نبود . مستعين گفت : « بله ، صلح را انفاذ كن . » خلنجى بپاخاست و گفت : « اى امير مؤمنان او از تو مىخواهد پيراهنى را كه