محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6201
تاريخ الطبرى ( فارسي )
تازيانه به آن مرد زدند و يكى از سرداران خويش را به نام حسين پسر على ارمنى ، با صد پياده و صد سوار بر گذرگاه گماشت . نخستين كسان از تركان نمودار شدند . حسين ارمنى سوى آنها رفت ، چهارده علم از آنها سوى وى آمده بود ، يارانش لختى نبرد كردند ، ابو السنار به پل گماشت و دستور داد هر كه هزيمت شد از عبورش مانع شود . تركان سوى گذرگاه رفتند و گماشته را بر آن ديدند و او را كه ايستاده بود واگذاشتند و سوى گذرگاه ديگر رفتند كه پشت سر گماشته بود ، حسين ارمنى صبورى كرد و پيكار كرد ، به حسين بن اسماعيل خبر دادند كه آهنگ وى كرد اما به دو نرسيد تا هزيمت شد ، خالد بن عمران و يارانش نيز هزيمت شدند ، ابو السنا نگذاشتشان از پل بگذرند . پس پيادگان و خراسانيان بازگشتند و خويشتن را در فرات انداختند ، هر كه شنا نمىدانست غرق شد و هر كه شنا مىدانست عبور كرد و برهنه نجات يافت و سوى جزيره اى رفت كه از آنجا به كناره نمىشد رسيد از آن رو كه تركان بر - كناره بودند . يكى از سپاهيان حسين گويد : حسين بن على ارمنى كه بنزد حسين بن - اسماعيل فرستاد كه تركان به گذرگاه رسيدهاند . فرستاده بيامد ، به دو گفتند : « امير خفته . » فرستاده بازگشت و به دو خبر داد ، يكى ديگر را فرستاد ، حاجب به دو گفت : « امير در آبريزگاه است . » كه بازگشت و به دو خبر داد ، ، فرستاده سوى فرستاد كه گفت : « از آبريزگاه درآمد و بخفت . » بانگ برخاست و تركان عبور كردند ، حسين در زورقى يا كشتىاى نشست و سرازير شد . جمعى از خراسانيان كه خواهان اسيرى بودند جامه و سلاح خويش را بيفكندند و برهنه بر كناره نشستند ، علمداران ترك هجوم بردند ، علماى خويش را