محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6200
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بدارند . از استربان سلطان آوردهاند كه همه آنچه از استران سلطان برفت يكصد و - بيست استر بود . حسين به روز دوشنبه ، دوازده روز مانده از جمادى الاخر ، حركت كرد . به خالد بن عمران كه به نزد بند مقيم بود نوشت كه حركت كند و پيشاپيش او برود ، اما خالد از اين ، امتناع كرد و گفت كه از جاى خويش نمىرود مگر آنكه سردارى يا سپاهى انبوه بيايد و به جاى وى اقامت گيرد زيرا بيم دارد كه تركان از اردوگاه خويش در ناحيه قطربل از پشت سر وى درآيند . ابن طاهر بگفت تا مالى به نزد حسين بن اسماعيل بردند تا مقررى يك ماه را به همه مردم سپاه خويش بدهد و در دمم ميان آنها پخش كند . بگفت تا دبيران و بازبينان يارانش همراه وى آنجا بروند . از طرف ديوان خراج ، كار مخارج سپاه ( 325 و مقررى سپاهيان وى به مظفر سبعى واگذار شد ، مال همراه سبعى به اردوگاه حسين فرستاده شد كه وقتى مىرود با خويشتن ببرد . گويند : حسين ، در نيمه شب چهارشنبه ، ده روز مانده از جمادى الاخر ، سوى انبار حركت كرد و برفت ، مردم اردوگاه وى به روز چهارشنبه از پى وى روان شدند ، ميان يارانش ندا دادند كه به دو پيوسته شوند . حسين برفت تا در دمم جاى گرفت ، مىخواست پلى بر نهر دمم ببندد اما تركان مانع وى شدند ، جمعى از پيادگان ياران وى سوى تركان عبور كردند و با آنها نبرد كردند تا پسشان راندند و خالد پل را بست و يارانش عبور كردند . محمد بن عبد الله ، دبير خود محمد بن عيسى را با يك پيام شفاهى فرستاد . گويند وى طوقها و بازو بندهايى همراه برد و به خانه خويش رفت . به روز شنبه هشت روز رفته از رجب يكى پيش حسين شد و به دو خبر داد كه چند محل را در فرات به تركان نمودهاند كه از آنجا سوى اردوگاه وى گذر هست . حسين بگفت تا دويست