محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6192

تاريخ الطبرى ( فارسي )

پس آب را از فرات به خندق انبار رها كرد كه خندق پر شد كه آب بسيار بود و به صحراهاى مجاور افتاد و آب تا سالحين رسيد و ناحيهء مجاور انبار يك مرداب شد و نيز پلهايى را كه در راه انبار بود بريد و نامه نوشت و كمك خواست . ابن طاهر رشيد پسر كاوس ، برادر افشين ، را براى حركت سوى وى خواند و كمبود هزار كس را از مردانى كه با وى بودند به رشيد پيوست كه پانصد سوار شد و پانصد پياده . پس او حركت كرد و در قصر عبد الله اردو زد ، ابن طاهر سيصد كس از مردم ملطبه را كه از مرزها آمده بودند ، به كمك وى فرستاد كه انتخاب شدند و آنچه مىبايدشان داد ، داده شد و سوى ابو الساج فرستاده شدند ، به روز سه شنبه . و او به روز دوشنبه سلخ ربيع الاخر با حدود هزار و پانصد كس از قصر عبدويه روان شد . معتز نيز ابو نصر پسر بغا را از سامرا از راه اسحاقى ، فرستاد ، به روز سه شنبه ، كه روز و شب را پيمود و هماندم كه رشيد پسر كاوس آنجا رسيده بود به انبار حمله برد . نجوبه ، در شهر جاى داشت و رشيد بيرون آن ، و چون ابو نصر در رسيد ، با شتاب به رشيد و ياران وى تاخت كه غافل بودند و بىآرايش . يارانش شمشير در آنها نهادند و با تيرشان بزدند و گروهى را كشتند . جمعى از ياران رشيد سوى سلاح خويش جستند و با تركان و مغربيان نبردى سخت كردند و جمعى از آنها را كشتند ، آنگاه شاكريان و رشيد به هزيمت از همان راه كه رفته بودند سوى بغداد بازگشتند . وقتى نجوبه از آنچه به ياران رشيد رسيده بود خبر يافت و اينكه تركان به هنگام عزيمت رشيد سوى انبار رفته‌اند ، به سمت غربى عبور كرد و پل انبار را ببريد ، جمعى از يارانش نيز با وى عبور كردند . رشيد همان شب به محول رسيد ، ( 319 نجوبه از سمت غربى راه پيمود تا به بغداد رسيد ، به روز پنجشنبه شبانگاه . رشيد همانشب به خانهء ابن طاهر درآمد و نجوبه به محمد بن عبد الله خبر داد كه وقتى تركان به انبار رسيدند كس به نزد رشيد فرستاد و از او