محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6193

تاريخ الطبرى ( فارسي )

خواست كه يكصد مرد تيرانداز به نزد وى فرستد كه آنها را مقابل ياران خود نهد ، اما از اين دريغ كرد . و از محمد بن عبد الله خواست كه تيراندازانى از سوار و پياده به دو پيوسته كند كه سوى عموزادگان خويش رود و گفت كه آنها ، آنجا بر سمت غربى به حال اطاعت و انتظار امير مؤمنان مانده‌اند و تعهد كرد كه آنچه را از او سر زده بود تلافى كند . محمد سيصد كس از تيراندازان سوار و پياده شاكرى را به دو پيوست و پنج خلعت به دو داد و او سوى قصر ابن هبيره رفت كه آنجا آمادگى گيرد . پس از آن محمد بن عبد الله ، حسين بن اسماعيل را براى انبار برگزيد و محمد بن - رجاء حضارى را همراه وى كرد با عبد الله بن نصر و رشيد پسر كاوس و محمد بن يحيى و جمعى از كسان . دستور داد تا براى كسانى كه همراه حسين و اين گروه مىروند مال برون آرند . شاكريانى كه از ملطيه آمده بودند و بيشتر جمع از آنها بود از گرفتن مقررى چهار ماهه خوددارى كردند از آن رو كه بيشترشان بى اسب بودند . گفتند : « مىبايد خويشتن را نيرو دهيم و اسب بخريم . » آنچه بر ايشان حواله شده بود چهار هزار دينار بود ، عاقبت به گرفتن چهار ماه رضايت دادند . حسين در جايگاهى بر در محمد بن عبد الله بنشست و به تصحيح فهرستها پرداخت كه بازديد كسان و ياران وى در شهر ابو جعفر باشد اما در آن روز جمعى از خواص خويش را مقررى داد . پس از آن حسين و متصديان ديوانها به شهر ابو جعفر رفتند و پرداخت سپاهيانى را كه با وى برون مىشدند به سه جا نهادند ، مقررى دادنشان ، به روز شنبه دوازده روز مانده از جمادى الاخر ، به سر رسيد . و چون روز دوشنبه شد حسين بن اسماعيل به خانه حكومت احضار شد كه از جمله سردارانى كه با وى مىرفتند ، رشيد پسر كاوس و محمد بن رجاء و عبد الله بن نصر و ارميس فرغانى و محمد بن يعقوب برادر حزام و يوسف بن منصور و حسين بن على ارمنى و فضل بن محمد و محمد بن هرثمه همراهش بودند ، حسين را خلعت داد و مرتبهء وى ( 320 را به رديف دوم برد ، كه از آن پيش به رديف چهارم بوده بود .