محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6191
تاريخ الطبرى ( فارسي )
حسن بن على اسيران را با سر ابلج و سرهاى ديگر كسان كه با وى كشته شده بودند به بغداد فرستاد . اين حسن بن على يكى از بنى شيبان بود و چنان كه گفتهاند نايب يحيى بن حفص بود ، در عمل وى ، و مادرش از كردان بود . سخن از خبر مداين در اين فتنه كه ميان معتز و مستعين بود گويند : كه وقتى ابو الساج و اسماعيل بن فراشه و يحيى بن حفص خلعت گرفتند كه سوى مداين روند ، به روز يكشنبه ، ده روز مانده از ماه ربيع الاول ( ابو الساج ) پيادگان خويش را بر استرها نشاند و سوى مداين شد ، آنگاه به صياده رفت و كندن خندق مداين را آغاز كرد ، كه همان خندق خسرو بود ، و نيز نامه نوشت و كمك خواست كه پانصد كس از پيادگان سپاهى را سوى وى فرستاد . وى با سه هزار سوار و پياده حركت كرده بود . پس از آن از ابن طاهر كمك خواست كه وى را كمك داد و در اردوگاه وى سه هزار سوار و دو هزار پياده مهيا شد . آنگاه دويست پياده از شاكريان قديم به او كمك داده شد كه بر كشتيهاشان نشاندند و سوى وى روان شدند ، به روز يكشنبه چهار روز رفته از جمادى الاخر . سخن از كار انبار و آنچه در اثناى فته معتز و مستعين در آنجا رخ داد از جمله حادثات انبار آن بود كه محمد بن عبد الله ، نجوبة بن قيس را با بدويان سوى انبار فرستاد و دستور داد آنجا بماند و از بدويان آن ناحيه مزدور بگيرد كه جمعى از آنها و همگنانشان را مزدور كرد ، در حدود دو هزار پياده ، و در انبار بماند و آنجا را مضبوط داشت . پس از آن خبر يافت كه گروهى از تركان آهنگ وى كردهاند .