محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6185
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بسته شد . آنگاه ابن طاهر به مظفر بن سيسل و رشيد پسر كاوس و يك سردار ديگر دستور داد كه با نزديك پانصد سوار از در قطربل به طرف اردوگاه پسر اشناس رفتند و وقتى آنجا رسيدند كه به حال آرامش و ايمنى بودند و نزديك به ششصد كس از آنها را بكشتند و گروهى اسير گرفتند و بازگشتند . گويند كه در اين روز تركان و مغربيان بنزد باب القطيعه شدند ( 313 و نزديك حمامى كه به باب القطيعه شهره است نقبى زدند ، نخستين كس از آنها كه از نقب برون شد كشته شد . در اين روز كشته از تركان و مغربيان بيشتر بود و زخم تير در مردم بغداد بيشتر . از گروهى شنيدم كه پسرى نابالغ در اين نبرد حضور يافته بود ، تو بره اى داشت كه در آن سنگ بود ، فلاخنى به دستش بود كه با آن سنگ مىانداخت و بىخطا ، به چهرهء تركان و چهرهء اسبانشان مىخورد . چهار كس از تيراندازان ترك تيراندازى به وى آغاز كردند كه تيرشان به دو نمىخورد . اما او سنگشان مىانداخت و خطا نمىكرد . كه از اسبانشان مىافتادند پس برفتند و چهار كس از پيادگان مغربى را بياوردند . كه نيزه و سپر داشتند ، و بود حمله آغاز كردند ، آنگاه دو كس از آنها به وى پرداختند و خويشتن را در آب انداختند و از پشت سرش درآمدند اما به دو نرسيدند كه وى به سمت شرقى عبور كرد و بانگشان زد ، مردم تكبير گفتند ، و آن دو كس بازگشتند و به پسر دست نيافتند . گويند : در اين روز عبيد الله بن عبد الله سرداران را كه پنج كس بودند پيش خواند و هر كدامشان را سالار ناحيه خويش كرد . آنگاه كسان سوى پيكار رفتند و او به طرف در رفت و به عبد الله بن جهم كه گماشته در قطربل بود گفت : « مبادا يكى از آنها را بگذارى كه به هزيمت درآيد . » وقتى پيكار درگرفت و مردم پراكنده شدند و هزيمت رخ داد ، اسد بن داود