محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6184
تاريخ الطبرى ( فارسي )
برفتند تا به قطربل رسيدند ، تركانى در آنجا كمين كرده بودند ، به آنها تاختند پيكار ميانشان درگير شد و تركان آنها را پس راندند تا به « دو بستان » رسيدند ، بر راه قطربل . ابو السنا و اسد بن داود پيكارى سخت كردند و هر كدامشان گروهى از تركان و مغربيان را كشتند ، ابو السنا يورشى كرد و كسان از او پيروى كردند كه يكى از سرداران ترك را بكشت به نام سور و سر او را برگرفت و بيدرنگ به خانه ابن طاهر رفت و هزيمت كسان را به دو خبر داد و از او كمك خواست . ابن طاهر بگفت تا وى را طوق دادند . و زن طوقها چنان بود كه هر طوقى سى - دينار بود و هر بازوبند هفت مثقال و نيم ، آنگاه ابو السنا بازگشت و با كسانى كه از هر در بكمك آن جمع فرستاده شد سوى آنها رفت . گويند كه محمد بن عبد الله با ابو السنا درشتى كرد كه جاى خويش را رها كرده بود و سر را به خويشتن آورده بود ، به دو گفت : « در كار آن جمع خلل آوردى ، خدا اين سر و سر - آوردن ترا زشت بدارد . » وقتى محمد بن عبدوس برفت ، اسد پسر داود ، از آن پس كه كسان از نزد او پراكنده شده بودند ، به سختى نبرد كرد و كشته شد ، و از آن پس كه تركان سرش را بر گرفتند ، جمعى از بغداديان به محل وى بازگشتند و آنها را از نزد پيكرش براندند و آن را در زورقى به بغداد بردند . عاقبت تركان به در قطربل رسيدند ، كسان به مقابلهء آنها رفتند و آنها را به سختى از در براندند و به تعقيبشان رفتند تا دورشان كردند . تعدادى سر از تركان و مغربيانى كه آن روز كشته شده بودند به خانهء طاهر بردند كه بگفت تا آن را بر در شماسيه نهند كه آنجا نهادند . پس از آن تركان از ناحيهء قطربل به طرف بغداديان بازگشتند و بسيار كس از بغداديان كشته شد ، از تركان نيز بسيار كس كشته شد ، بندار و همراهان وى همچنان با آنها پيكار مىكردند تا شب درآمد و بندار با كسان بازگشت و درها