محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6173
تاريخ الطبرى ( فارسي )
جانب شرقى به كمك عبور كرده بودند ، دستخوش انتقام شدند و هيچكس از آنها به توبه پناه نبرد و هيچكدامشان رو به خدا نكرد ، چهار گروه بودند كه در جهنم فراهم مىشوند كه مشمول عقوبت آخرتند و مايهء پند و عبرت بينندگان . چنان كه خداى عز و جل فرمود : « مگر آن كسان را نديدى كه نعمت خدا را تغيير دادند و قوم خويش را به سراى هلاكت درآوردند ، جهنميست كه بدان رد مىشوند و بد قرارگاهيست [ 1 ] ) پيكار ميان دوستان و گروهى كه در سمت شرقى بودند پيوسته بود و كشتار از سرانشان بسيار بود و زخم ميانشان شايع ، تا وقتى كه معاينه ديدند كه خداى يارانشان را به نابودى كشانيد و به نقمت و استيصال رسانيد كه از خداى پناهشان نبود و از دوستان خداى فرار و جايگاهشان نبود ، پراكنده و درهم شكسته به هزيمت برفتند ( 303 كه خدايشان در كار بر ياران سركش و طوايف گمراهشان عبرت نموده بود ، پندارى كه به خاطر داشتند به گمرهى افتاد از آن رو كه ديدند كه خداى سپاه خويش را نصرت داد و دوستان خويش را عزت بخشيد . ستايش خداى را پروردگار جهانيان كه سركشان منحرف از دين و ياغيانى را كه ناقض پيمان ويند و بىدينانى كه بيرون اهل حقند سركوب مىكند ، ستايشى كه مورد رضاى وى باشد و موجب برترين افزايش وى و درود خداى در آغاز و انجام بر محمد بنده و فرستادهء وى و هدايتگر راه وى و دعوتگر به سوى وى باذن وى ، و سلام او نيز . « سعيد بن حميد نوشت به روز شنبه هفت روز رفته از صفر سال دويست و پنجاه و يكم . » به روز سه شنبه دوازده روز مانده از صفر محمد بن عبد الله طاهرى برنشست و به در شماسيه رفت و بگفت تا هر چه خانه و دكان آن سوى حصار بغداد بود ويران كنند و نخل و درخت را ببرند ، از در شماسيه تا سه در ديگر كه آن ناحيه براى كسانى كه
--> [ 1 ] أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ الله كُفْراً وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ ، جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَبِئْسَ الْقَرارُ 14 : 28 - 29 . سوره ابراهيم ( 14 ) آيه 29 - 30