محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6174

تاريخ الطبرى ( فارسي )

آنجا نبرد ميكردند وسعت يابد . و چنان بود كه از طرف فارس و اهواز هفتاد و چند خر با مال و به بغداد فرستاده بودند ، چنان كه گويند منكجور پسر قارن اشروسنى آن را مىآورد . تركان و ابو - احمد ، پسر بابك را با سيصد سوار و پياده به طرارستان فرستادند كه اين مال را وقتى آنجا مىرسد بگيرد . محمد بن عبد الله سردارى را فرستاد به نام يحيى پسر حفص كه اين مال را بيارد كه از بيم پسر بابك آن را از طرارستان بگردانيد و چون پسر بابك بدانست كه مال از دست وى برفته با همراهان خويش سوى نهروان رفت و سپاهيانى كه همراه وى بودند با مردم آنجا نبرد كردند و بيشترشان را برون كردند و كشتيهاى پل را كه بيشتر از بيست كشتى بود بسوخت و سوى سامرا بازگشت . محمد بن خالد ببغداد آمد ، مستعين وى را ولايتدار مرزهاى جزيره كرده بود ، در بلد مانده بود بانتظار سپاه و مال كه به دو داده شود ، وقتى از آشفتگى كار تركان و ورود مستعين به بغداد آن رخدادها بود كه بود ، نميتوانست شد مگر از راه رقه كه با همراهان خويش ، از خواص و ياران ، كه نزديك چهار صد سوار و پياده بودند به رقه شد و از آنجا به طرف مدينة السلام سرازير شد و روز سه شنبه دوازده روز مانده از صفر وارد آنجا شد و سوى خانهء محمد بن عبد الله طاهرى شد كه پنج خلعت به دو داد : دبيقى و مغزىدار و حرير و مرين و سياه . آنگاه وى را با سپاهى انبوه براى نبرد ايوب بن احمد فرستاد كه از راه فرات برفت و با وى نبرد كرد ، با گروهى اندك ، كه هزيمت يافت و به ملك خويش رفت كه در سواد بود . از سعيد بن حميد آورده‌اند كه گفته بود : وقتى خبر هزيمت محمد بن خالد به محمد بن عبد الله طاهرى رسيد ، گفت : « هيچكس از عربان توفيق نمىيابد مگر آنكه پيمبرى همراه وى باشد كه خداى به سبب وى ، او را نصرت دهد . » در اين روز تركان بر در شماسيه نبردى داشتند ، سوى در رفته بودند و بر - سران نبردى سخت كرده بودند چندان كه هر كه را بر در بود ، پس راندند و به منجنيقى