محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6165

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بود . پس از آن عياران بغداد به قطربل رفتند و آنچه را كه تركان از اثاث مردم قطربل و درهاى خانه هاشان به جا نهاده بودند ، به غارت بردند . محمد آخر آن روز برادر خويش ابو احمد ، عبيد الله بن عبد الله ، و مظفر بن سيسل را به تعقيب هزيمتشدگان فرستاد و اين براى حفظ مردم بغداد بود كه بيم داشت سوى بغداديان بازگردند ، اينان تا قفص رسيدند و به سلامت بازآمدند و اوباش و عيارانى را كه در ناحيهء قطربل بودند به زحمت انداختند . به محمد بن عبد الله گفتند آن شب و روز بعد سپاهى به تعقيب تركان فرستد كه از پى آنها دور روند اما نپذيرفت و فرارىاى را تعقيب نكرد و بگفت كه زخمىاى را بيجان نكنند و امان هر كس را كه امان مىخواست پذيرفت . سعيد بن احمد را بگفت تا مكتوبى بنويسد و اين نبرد را در آن ياد كند كه در مسجد جامع بغداد بر مردم خوانده شد و نسخهء آن چنين بود : « به نام خداى رحمان رحيم ، « اما بعد ، سپاس خداى را كه نعمت بخش است و هيچكس به سپاس نعمت وى نرسد ، قادر است كه هيچكس با قدرت وى معارضه نكند و عزيز كه در كار خويش زبونى نگيرد و داور عادل كه حكم وى رد نشود و نصرتبخش ، كه نصرت وى جز براى حق و اهل حق نباشد و صاحب همه چيز كه هيچكس از فرمان وى برون نباشد و هدايتگر به سوى رحمت كه هر كه پيرو اطاعت وى باشد گمراه نشود . از پيش ، عذر از ميانه بردارد تا حجت خويش را بدان نيرو دهد . خدايى كه دين خويش را رحمت بندگان كرده و خلافت خويش را حفاظ دين نهاده و اطاعت خليفگان خويش را بر همه امت فرض كرده كه در زمين وى حافظ ( 297 ما حصل بعثت رسول اويند و امناى ويند بر مخلوق او در مورد دينى كه بدان دعوتشان كرده كه آنها را به راه حق خداى مىبردند كه راهشان به خلاف راه خداى گونه گونه نشود . خلق را به طريق خداى