محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6162
تاريخ الطبرى ( فارسي )
زخميان مردم بغداد بيشتر از دويست كس بودند ، تعدادى نيز كشته بود . ميان تركان نيز زخمى و كشته به همين گونه بود كه بيشتر ، از منجنيق بود . بيشتر عاميان بغداد گريختند ، اما بوريا داران ثبات كردند ، آنگاه همگى برفتند و كشته و زخمدار ، از دو سوى همانند و برابر بود . چنان كه گفته شد ، از اينان دويست كس و از آنان دويست كس زخمى شده بود و جمعى از دو گروه كشته شده بود . در اين روز يك دسته از فرغانيان و تركان به در خراسان آمدند ( 294 كه بر جانب شرقى بود و مىخواستند از آن وارد شوند . بانگ خطر به نزد محمد بن عبد الله رسيد ، سفيد پوشان و غوغائيان در مقابلشان ثبات كردند و پسشان راندند . و چنان بود كه محمد دستور داده بود كه آن ناحيه را آب بيندازند . وقتى مىخواستند بروند غالب اسبانشان در گل فرو رفت ، اما بيشترشان نجات يافتند . تركان منجنيقى آورده بودند كه غوغائيان و سفيدپوشان بر آن چيره شدند و يكى از پايه هاى آن را شكستند ، دو كس از حاجيان كه به قصد حج آمده بودند كشته شدند . محمد دستور داد از قصر الطين و آن ناحيه آجر بنزد در شماسيه بردند . در شماسيه را گشودند و كسانى را برون فرستادند كه آجرها را از آنجا كه بود برگرفتند و به آن سوى ديوار بردند . محمد بن عبد الله خبر يافته بود كه گروهى از تركان سوى ناحيه نهروان رفتهاند ، پس دو تن از سرداران خويش را به نام عبد الله پسر محمود سرخسى و يحيى پسر حفص ، معروف به حبوس ، با پانصد سوار و پياده به آن ناحيه فرستاد ، آنگاه هفتصد - پياده ديگر از دنبال آنها فرستاد و دستورشان داد آنجا بباشند و هر كس از تركان را كه قصد آن كند بازدارند . گروه آخرين به روز جمعه ، هفت روز رفته از صفر ، سوى آنجا روانه شد و چون شب دوشنبه رسيد ، سيزده روز مانده از صفر ، گروهى از تركان سوى نهروان شدند ، جمعى همراهان عبد الله بن محمود برون شدند و