محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6154
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شريك را بر نگهبانان گماشت و جعفر بن دينار را بر كشيكبانان ، جعفر بن محمود را وزارت داد ، ابو الحمار را بر ديوان خراج نهاد ، سپس او را عزل كرد و محمد بن ابراهيم منقار را به جايش نهاد ، ديوان سپاه تركان را به ابو عمر دبير سيماى شرابى سپرد ، مقلد كيد - الكلب ، برادر ابو عمر ، را به بيت المالها و مقررى تركان و مغربيان و شاكريان گماشت ، بريد ولايات و خاتم را به سيماى ساربانى داد ، ابو عمر را به دبيرى گرفت كه به مرتبت وزارت بود . وقتى خبر به محمد بن عبد الله رسيد كه با معتز بيعت كردهاند و او عاملان معين كرده بگفت تا آذوقه از مردم سامرا ببرند ، به مالك بن طوق نوشت كه وى و همه همراهانش از مردم خاندانش و سپاهش سوى بغداد شوند ، به نجوبة بن قيس كه عامل انبار بود نوشت كه جمع آماده كند ، به سليمان بن عمران موصلى نوشت كه مردم خاندان خويش را فراهم آرد و نگذارد كه كشتيها با آذوقه سوى سامرا بالا رود ، يك كشتى را كه برنج و خرده كالا در آن بود گرفتند . ملاح از آن گريخت و كشتى بماند تا غرق شد . مستعين به محمد بن عبد الله طاهرى دستور داد كه بغداد را استوار كند ، بدين كار پرداخت و به دور آن ديوار نهاد از دجله تا در شماسيه تا بازار سه شنبه تا باز به دجله رسانيد و باز از دجله از در قطيعهء [ 1 ] ام جعفر ، تا به در قصر عبد الحميد ، و بر هر درى سردارى نهاد با گروهى از ياران خويش و ديگران . بگفت تا به دور ديوار خندق بكنند چنان كه بر دو سمت ديگر بود و سايبانها نهند كه سواران در گرما و باران سوى آن شوند . چنان كه گفتهاند بر ديوار و خندقها و سايبانها سيصد هزار دينار و سى هزار دينار
--> [ 1 ] قطيعه : بمعنى تيول است اما از سياق گفتار و قراين بعد تقريبا مسلم است كه كلمه براى محل مشخصى علم شده كه عينا در متن بجاى ماند . پس از اين ، كلمه قطايع را نيز كه جمع قطيعه است بعنوان علم و نام مشخص يك ناحيه خواهيم داشت . م