محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6139

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كه در گرگان بود ، اما آنچه از ياران وى بود تبعه اى كه با حسن بودند آن را به غارت بردند . با رفتن سليمان به گرگان كار همه طبرستان بر حسن بن زيد فراهم آمد و چون كار طبرستان بر او فراهم آمد و سليمان بن عبد الله و ياران وى را از آنجا برون راند ، سپاهى سوى رى فرستاد به همراه يكى از مردم خاندان خويش به نام حسن پسر زيد كه سوى آن رفت و عامل رى را كه از جانب طاهريان بود بيرون راند . همين كه فرستادهء طالبيان به رى درآمد عامل آن گريخت و او يكى از طالبيان را به نام محمد پسر جعفر بر رى گماشت و از آنجا برفت و با طبرستان ، رى نيز تا حد همدان بر حسن بن زيد فراهم آمد . خبر به مستعين رسيد - در آن وقت مدبر امور وى وصيف ترك بود و دبيرش احمد بن صالح شيرزادى كه انگشتر مستعين و وزارت او را نيز داشت - و اسماعيل بن فراشه را با جمعى سوى همدان فرستاد و دستور داد آنجا بماند و شهر را از وصول سپاه حسن بن زيد محفوظ دارد ، از آن رو كه كار آن سوى همدان با محمد بن طاهر بود و عاملان وى آنجا بودند و سامان آن با وى بود . وقتى محمد بن جعفر طالبى در رى استقرار يافت ، چنان كه گويند ، كارهايى از او سر زد كه مردم رى آن را خوش نداشتند ، محمد بن طاهر يكى از سرداران خويش را به نام محمد پسر ميكال كه برادر شاه پسر ميكال بود با جمعى سوار و پياده سوى رى فرستاد كه با محمد بن جعفر طالبى بيرون شهر تلاقى كرد . گويند : محمد بن ميكال ، محمد بن جعفر طالبى را اسير گرفت و سپاه وى را بشكست و وارد رى شد و در آنجا بماند و دعاى سلطان گفت . اما ماندن وى در آنجا دير نپاييد كه حسن بن زيد سپاهى فرستاد با يكى از سرداران خويش به نام واجن از مردم لارز . وقتى واجن به رى رسيد محمد بن ميكال به مقابلهء وى بيرون شد و پيكار كردند كه واجن و يارانش محمد بن ميكال و سپاه وى را هزيمت كردند . محمد بن ميكال