محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6140

تاريخ الطبرى ( فارسي )

به رى رفت و آنجا را پناهگاه كرد ، واجن و يارانش از دنبال وى برفتند و او را بكشتند و رى از آن ياران حسن بن زيد شد . پس از كشته شدن محمد بن ميكال وقتى روز عرفهء آن سال رسيد ، احمد بن - عيسى ( 276 و ادريس بن موسى ، هر دوان علوى ، در رى قيام كردند و احمد بن عيسى با مردم رى نماز عيد كرد و سوى شخص مورد رضايت از خاندان محمد دعوت كرد . محمد بن على طاهرى با وى نبرد كرد كه احمد بن عيسى هزيمتش كرد و او سوى قزوين رفت . در اين سال جعفر بن عبد الواحد به معرض غضب آمد از آن رو كه وى را به نزد شاكريان فرستاده بودند و وصيف مىپنداشتند كه آنها را تباه كرده و هفت روز مانده از ربيع الاول به بصره تبعيد شد . در اين سال مرتبهء هر كس از امويان كه در دار العامه مرتبه اى داشت لغو شد چون ابن ابى الشوارب و عثمانيان . در اين سال حسن پسر افشين از زندان درآمد . و هم در اين سال عباس بن احمد را ( به كار ) نشانيدند كه جعفر بن فضل را كه به نام بشاشات شهره بود ولايتدار مكه كرد ، در جمادى الأول . و هم در اين سال مردم حمص و گروهى از كلب به سالارى مردى به نام عطيف پسر نعمة كلبى بر ضد فضل بن قارن برادر مازيار پسر قارن كه در آن وقت از جانب سلطان عامل حمص بود بپاخاستند و او را بكشتند ، به ماه رجب . مستعين ، موسى پسر بغاى كبير را سوى آنها فرستاد از سامرا ، به روز پنجشنبه سيزده روز رفته از ماه رمضان . و چون موسى نزديك رسيد مردم حمص ، ما بين آنجا و رستن با وى مقابل شدند كه با آنها پيكار كرد و هزيمتشان كرد ، و حمص را بگشود و از مردم آنجا كشتارى بزرگ كرد و شهر را بسوخت و جمعى از مردمش را اسير گرفت . عطيف به بدويان پيوسته بود .