محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6123

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از خبر حادثاتى كه به سال دويست و چهل و نهم بود از جمله آن بود كه جعفر بن دينار غزاى تابستانى كرد و قلعه اى را بگشود ، با چند انبار [ 1 ] . عمر بن عبيد الله اقطع از او اجازه خواست كه سوى ناحيه اى از ديار روم شود كه به دو اجازه داد كه برفت . گروهى انبوه از مردم ملطيه نيز با وى بودند . شاه با گروهى بزرگ از روميان در محلى به نام « ارز » از مرغ اسقف با وى تلاقى كرد كه با همراهان خويش با وى نبردى سخت كرد و از دو سوى مردم بسيار كشته شد ، آنگاه روميان كه پنجاه هزار كس بودند وى را در ميان گرفتند كه عمر و هزار كس از مسلمانان كشته شدند و اين به روز جمعه بود نيمه رجب . سخن از اينكه چرا على بن - يحيى ارمنى كشته شد ؟ گويند كه روميان وقتى عمر بن عبيد الله را كشتند سوى مرزها جزيره رفتند و بر آنجا و حرمهاى مسلمانان كه آنجا بود حمله ور شدند . اين خبر به على بن يحيى رسيد كه از ارمينيه سوى ميافارقين روان بود و با جمعى از مردم ميافارقين و سلسله سوى آنها رفت و با نزديك چهار صد كس كشته شد . در اين سال ، در نخستين روز ماه صفر ، سپاهيان و شاكريان در بغداد آشوب كردند .

--> [ 1 ] كلمهء متن : مطامير . جمع مطمور كه بمعنى زير زمين و انبار غله است . بگفتهء ياقوت مطموره يك شهر مرزى رومى نيز بوده در ناحيهء طرسوس . اما ظاهرا كلمهء جمع را جز بمعنى انبارها نميتوان گرفت . ( م )