محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6124

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از اينكه چرا سپاهيان و شاكريان در بغداد آشوب كردند ؟ سبب آن بود كه وقتى مردم مدينة السلام و سامرا و ديگر شهرهاى اسلام كه نزديك آن بود ، از كشته شدن عمر بن عبيد الله اقطع و على بن يحيى ارمنى خبر يافتند ، ( اين دو كس از جنگاوران مسلمان بودند ، سخت دلير و در كار مرزهايى كه در آن بودند بسيار مؤثر ) اين برايشان سخت آمد و كشته شدن آنها در خاطرشان سخت بزرگ نمود كه كشته شدن يكيشان نزديك كشته شدن ديگرى بود بعلاوه كار تركان را كه متوكل را كشته بودند و بر امور مسلمانان تسلط يافته بودند و بىتوجه به دين و نظر مسلمانان هر كس از خليفگان را كه مىخواستند مىكشتند و هر كه را مىخواستند به خلافت بر مىداشتند دلخراش مىشمردند ، پس عامه در بغداد بر افغان و ندا و دعوت به جنبش اتفاق كردند . ابنا و شاكريان نيز به آنها پيوستند و چنين وانمودند كه مقررى مىخواهند و اين در نخستين روز صفر بود ، پس زندان نصر بن مالك را گشودند و هر كه را در آن و در بناى در پل بود برون آوردند . چنان كه گفته‌اند : جمعى از سفلگان خراسان و اوباش مردم جبال و سرخپوشان نيز آنجا بودند . يكى از دو پل را بريدند و يكى را آتش زدند [ 1 ] كه كشتيهاى آن سرازير شد ، ديوان وقايع [ 2 ] هر دو زندان را غارت كردند و دفترها را پاره كردند و در آب انداختند ، خانه بشر و ابراهيم دو پسر هارون ، هردوان نصرانى ، و دبيران محمد بن عبد الملك را غارت كردند و اين همه در سمت شرقى بغداد بود . در آن وقت ولايتدار سمت شرقى احمد بن محمد هرثمى بود . راوى گويد : پس از آن توانگران بغداد و سامرا مالهاى بسيار از آن خويش

--> [ 1 ] تعبير متن : ضربوا الاخر بالنار . [ 2 ] ديوان قصص المحبسين .