محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6111
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و ياد آنها را به ولايتعهد و عنوانهايى كه به سبب ولايتعهد به آنها داده شده چون المعتز بالله و المؤيد بالله از نوشته هاى و كنيه هاى خويش و دعاى منبرها بيندازند و هر - چه را كه از رسوم قديم يا تازه آنها در بارهء پيوستگانشان ثبت افتاده بيندازند و نامشان را كه بر پرچمها و نيمنيزه ها هست يا بر اسبان شاكريان و سپاهيان مقيم داغ زده شده محو كنند . منزلت تو به نزد امير مؤمنان و وضع تو در نظر وى و آن خلوص اطاعت و نيكخواهى و دوستى كه خدايت داده و تبعيت از آنچه خدا به سبب گذشتگانت و هم به خويشتن ، بر تو فرض كرده و آنچه امير مؤمنان از اطاعت و نيكفالى و كوشش تو در اداى حق مىداند چنان بود كه امير مؤمنان ترا به كار سردارى استقلال داد و پيوستگى به ابو عبد الله را از تو و تابعانت در حضرت خلافت يا جاهاى ديگر برداشت و امير مؤمنان ميان تو و خويشتن كسى را نگذاشت كه بر تو سالارى كند و دستور وى در اين باب سوى ديوانداران فرستاده شد . نسخه اين نامهء امير مؤمنان را كه به عنوان تو است و به عاملان خويش بنويس و دستورشان ده كه به مقتضاى آن كار كنند ان شاء الله ، و السلام . ( 251 « احمد بن خصيب نوشته به روز شنبه ده روز مانده از صفر سال دويست و چهل و هشتم . » در اين سال منتصر درگذشت . سخن از خبر بيمارىاى كه سبب مرگ منتصر شد و وقت وفات و مدت عمر وى در بارهء بيمارىاى كه سبب وفات وى شد اختلاف كردهاند : بعضيها گفتهاند درد گلو گرفت ، به روز پنجشنبه پنج روز مانده از ماه ربيع الاول ، و به وقت نماز پسينگاه روز يكشنبه پنج روز رفته از ماه ربيع الاخر بمرد . به قولى مرك وى به روز شنبه بود به وقت پسينگاه ، چهار روز رفته از ماه ربيع الاخر ، و بيماريش از ورمى بود