محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6099
تاريخ الطبرى ( فارسي )
تجهيز وى بود تا وقتى كه برون شد و توفيقى نيافت . گويند : وقتى منتصر ، وصيف را احضار كرد و به او دستور غزا داد به دو گفت : « اين جبار پادشاه روم به جنبش آمده و بيم دارم به هر يك از شهرهاى اسلام ميگذرد آن را به هلاكت دهد ( 241 و كشتار كند و زن و فرزند باسارت گيرد ، اگر به غزا رفتى و خواستى بازگردى بىدرنگ به در امير مؤمنان بازگرد . « جمعى از سرداران را بگفت تا با وى برون شوند و مردان را براى وى برگزيد ، از شاكريان و سپاه و وابستگان نزديك ده هزار كس با وى بود . در آغاز ، مزاحم بن خاقان برادر فتح بن خاقان بر مقدمهء وى بود ، بر مؤخره محمد بن رجاء سندى بود ، بر پهلوى راست سندى بن بختاشه بود ، سالار دنبالهء روان نصر بن سعيد مغربى بود . ابو عون ، جانشين خويش را كه در سامره سالار نگهبانان بود بر مردم و بر اردوگاه گماشت . منتصر وقتى وصيف وابستهء خويش را به غزا مىفرستاد به محمد بن عبد الله طاهرى نامه اى نوشت كه متن آن چنين بود : « بنام خداى رحمان رحيم » از بندهء خدا المنتصر بالله ، امير مؤمنان به محمد بن عبد الله وابستهء امير مؤمنان . سلام بر تو باد كه امير مؤمنان ستايش خداى را كه خدايى جز او نيست با تو ميگويد و از او مىخواهد كه بر محمد بنده و فرستادهء خويش درود فرستد ، صلى الله عليه و بر - خاندان وى . « اما بعد خداى ، كه نعمتهاى وى را ستايش و عطاى نيكوى وى را سپاس ، اسلام را برگزيد و آن را برترى داد و كامل كرد و وسيلهء رضا و ثواب خويش كرد و راهى روشن به سوى رحمت خويش و سبب ذخيرهء كرامت خويش ، و مخالفت خويش را مقهور آن كرد و هر كه را منكر حق وى شد و راهى بجز راه وى جست ، در قبال آن زبون كرد ، كاملترين شرايع و بهترين و عادلانه ترين احكام را خاص اسلام كرد و منتخب مخلوق و برگزيدهء بندگان خويش محمد را ، صلى الله عليه و سلم ، بدان