محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6067
تاريخ الطبرى ( فارسي )
وى دو هزار هزار دينار تعهد كنيد . » آنها نيز به خط خويش رقعه اى نوشتند كه عبيد الله بن يحيى آن را رسانيد و ميان امير مؤمنان و نجاح و موسى بن عبد الملك و حسن بن مخلد ، رفتن و آمدن گرفت و همچنان به درون مىشد و برون مىشد و موسى و حسن را يارى مىداد ، سپس آنها را به نزد متوكل برد كه اين را تعهد كردند و با آنها برون شد و نجاح را به ايشان داد . كسان همگى از خواص و غير خواص ترديد نداشتند كه آنها و عبيد الله - ابن يحيى به نجاح تسليم مىشوند به سبب سخنى كه ميان وى و متوكل رفته بود . پس نجاح را گرفتند ، موسى بن عبد الملك شكنجه كردن وى را عهده كرد ، وى را در ديوان خراج در سامرا بداشت و پياپى او را تازيانه مىزد . متوكل دستور داد از دبير نجاح ، اسحاق بن سعد كه كارهاى خصوصى وى و كار املاك يكى از پسرانش را به عهده داشت ، پنجاه و يك هزار دينار غرامت بگيرند ، در اين با قسم ياد كرد و گفت : « به روزگار واثق كه نايب عمر بن فرج بود پنجاه دينار از من گرفت تا مقرريهاى مرا پرداخت . به جاى هر دينار يك هزار بگيريد و يك هزار فزونتر چنان كه فزونتر گرفت . » سه سهم بر وى نهادند و آزادش نكردند تا هفده هزار - دينار به نقد بداد و از آن پس كه براى باقيمانده ، كفيلان از او گرفتند ، آزادش كردند . عبد الله بن مخلد را نيز گرفتند و هفده هزار دينار غرامت از او گرفتند . عبيد الله ، حسين - ابن اسماعيل را كه يكى از حاجبان متوكل بود همراه عتاب بن عتاب با پيام متوكل فرستاد كه اگر نجاح اقرار نكرد و آنچه را در بارهء وى گفتهاند نپرداخت پنجاه تازيانه به او بزنند كه زدند آنگاه به روز ديگر همان را تكرار كرد ، سپس به روز سوم همان را تكرار كرد . نجاح گفت : « به امير مؤمنان بگوييد كه من مردنيم . » موسى بن عبد الملك ، جعفر معلوف را كه دو كس از دستياران ديوان خراج را