محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6066
تاريخ الطبرى ( فارسي )
در سبب هلاكت نجاح ، جز آنچه ياد كرديم نيز گفتهاند . گويند وى با عبيد الله ابن يحيى خاقانى ضديت [ 1 ] ميكرد . عبيد الله بر متوكل تسلط داشت كه وزارت و بيشتر كارهاى متوكل با وى بود و سرنگونى كسان با نجاح بود ، وقتى متوكل مصمم شد جعفرى را بنيان كند ، نجاح كه جزو همدمان بود ، به دو گفت : « اى امير مؤمنان ، ( 216 گروهى را نام مىبرم كه آنها را به من دهى تا از آنها مالهايى درآرم كه اين شهر خويش را با آن بنيان كنى كه ترا براى بنيان آن ، مال گزاف و فراوان بايسته است . » گفت : « نامشان را بيار » و او رقعه اى بداد كه در آن موسى بن عبد الملك و عيسى بن فرخانشاه نايب حسن بن مخلد و نيز حسن بن مخلد و زيدان بن ابراهيم ، نايب موسى بن عبد الملك ، و عبيد الله بن يحيى و دو برادرش عبد الله بن يحيى و زكريا و ميمون بن ابراهيم و محمد بن موسى منجم و برادرش احمد بن موسى و على بن يحيى منصورى و جعفر معلوف ، متصدى وصول ديوان خراج ، و جز آنها ، نزديك به بيست كس را نام برد . » و اين به نزد متوكل سخت پسنديده افتاد و گفت : « صبحگاهان بيا . » و چون صبح شد در اين ترديد نداشت . اما عبيد الله بن يحيى با متوكل گفتگو كرد ، به دو گفت : « اى امير مؤمنان مىخواهد ، دبير و سردار و عاملى را نگذارد و همه را سرنگون كند ، اى امير مؤمنان پس كى به كارها مىپردازد ؟ » صبحگاهان نجاح بيامد كه عبيد الله او را در مجلس خويش نشانيدى و براى وى اجازه نگرفت . عبيد الله ، موسى بن عبد الملك و حسن بن مخلد را احضار كرد و به آنها گفت : « اگر نجاح به نزد امير مؤمنان درآيد شما را به آنها مىدهد كه مىكشدتان و هر چه را داريد مىگيرد . بايد رقعه اى به امير مؤمنان بنويسيد و ضمن آن در مورد
--> [ 1 ] تعبير متن : يضاد