محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5141
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از خبر حوادثى كه به سال صد و شصت و نهم بود از جمله حوادث سال اين بود كه مهدى در محرم سوى ماسبذان رفت . سخن از خبر رفتن مهدى سوى ماسبذان گويند : مهدى در پايان كار خويش ، تصميم داشت هارون پسر خويش را بر پسر ديگر ، موسى هادى ، تقدم دهد و يكى از مردم خاندان خويش را به گرگان پيش وى فرستاد كه كار بيعت را فيصل دهد و رشيد را تقدم دهد ، اما نكرد . مهدى يكى از وابستگان را به طلب وى فرستاد ، اما موسى از آمدن دريغ كرد و فرستاده را تازيانه زد و مهدى به سبب موسى برون شد و به قصد وى آهنگ گرگان داشت كه رسيد به دو آنچه رسيد . ابو شاكر كه دبير مهدى بر يكى از ديوانهاى وى بوده بود گويد : على بن - يقطين از مهدى خواست كه به نزد وى ناشتا كند و وعده داد كه چنان كند ، آنگاه عزم رفتن ماسبذان كرد ، به خدا دستور رحيل داد كه گويى وى را آنجا مىكشانيدند . على گفت : « اى امير مؤمنان ، با من وعده نهادى كه به نزد من ناشتا كنى . » گفت : « ناشتاى خويش را به نهروان ببر . » گويد : پس آن را ببرد كه در نهروان ناشتا كرد ، سپس روان شد . در اين سال ، مهدى درگذشت .