محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5500

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كه با عموى خويش داود برفتند تا به بغداد رسيدند به نزد طاهر بن حسين كه حرمتشان كرد و تقرب داد و نيك يارى كرد و يزيد بن جرير قسرى را كه ولايتدار يمن كرده بود همراه آنها فرستاد و سپاهى بسيار با وى فرستاده يزيد بن جرير ، براى آنها تعهد كرد كه قوم و عشيرهء خويش را كه شاهان و اشراف يمن بودند استمالت كند كه محمد را خلع كنند و با عبد الله مأمون بيعت كنند . گويد : پس همگى برفتند تا وارد مكه شدند ، هنگام حج رسيد و عباس بن - موسى مراسم حج را به پا داشت و چون از حج باز آمدند ، عباس برفت تا به نزد طاهر بن حسين رسيد كه محمد را در محاصره داشت . داود بن على بر كار خويش در مكه و مدينه بماند ، يزيد بن جرير سوى يمن رفت و مردمش را به خلع محمد و بيعت عبد الله مأمون خواند و نامه اى از طاهر بن حسين بر آنها خواند كه وعدهء عدل و انصافشان مىداد و به اطاعت مأمون ترغيبشان مىكرد و از عدالتى كه مأمون بر رعيت خويش گسترده بود خبرشان مىداد . گويد : مردم يمن بيعت مأمون را پذيرفتند و از آن خوشدل شدند ، براى مأمون بيعت كردند و محمد را خلع كردند . يزيد بن جرير با آنها رفتار نكو پيش گرفت و عدالت و انصاف نمود و به مأمون و طاهر بن حسين نوشت كه بيعت را پذيرفته‌اند . در اين سال محمد در رجب و شعبان نزديك به چهار صد پرچم براى سرداران مختلف بست و على بن محمد نهيكى را بر همگيشان امارت داد و دستورشان داد كه سوى هرثمة بن اعين روند كه حركت كردند و در ماه رمضان در جللتا چند ميلى نهروان تلاقى كردند كه هرثمه هزيمتشان كرد و على بن محمد نهيكى را اسير كرد و او را سوى مأمون فرستاد آنگاه هرثمه حركت كرد و در نهروان جاى گرفت . در اين سال گروهى بسيار از سپاهيان طاهر از محمد امان خواستند و سپاه