محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5501

تاريخ الطبرى ( فارسي )

طاهر آشفته شد . ( 442 محمد بر كسانى از ياران طاهر كه به نزد وى رفته بودند مال فراوان پخش كرد و ريشهايشان را از بوى خوش بيندود ، به همين سبب سرداران بوى خوش نام گرفتند . سخن از اينكه چرا ياران طاهر از محمد امان مىخواستند و سرانجام آن ؟ يزيد بن طاهر گويد : وقتى طاهر سوى نهر صرصر رفت آنجا ببود و در كار نبرد محمد و مردم بغداد سخت بكوشيد و هر سپاهى سوى وى رفت آن را هزيمت كرد . اما مال و جامه ها كه محمد مىداد به نزد ياران طاهر اهميت يافت و نزديك پنجهزار كس از مردم خراسان و پيوستگانشان از سپاه طاهر برون شدند كه محمد از رفتنشان خرسند شد و وعده داد و اميدوارشان كرد و نامهايشان را جزو هشتاديها تبت كرد . گويد : چند ماهى بر اين حال ببودند ، محمد جمعى از حربيان و ديگران را كه در خور وظايف سردارى بودند ، سردار كرد و پرچم برايشان بست و سوى دهكده شاهى و نهروان فرستاد . حبيب بن جهم نمرى بدوى با يارانش سوى آنها فرستاده شد اما نبردى چندان در ميانه نرفت . گويد : محمد تنى چند از سرداران بغداد را پيش خواند و آنها را سوى ياسريان و كوثريان و شيبانيان فرستاد ، آذوقه براى آنها فرستاد و به مقررى كمك داد و آنها را حفاظ كسانى كرد كه پشت سرشان بودند . و نيز محمد جاسوسان ميان ياران طاهر پراكند و نهانى نامه براى سران سپاه فرستاد و تطميع و ترغيبشان كرد كه بر طاهر بشوريدند و بسيار كس از آنها از محمد امان خواستند ، هر ده كس از آنها طبلى داشتند كه سر و صدا كردند و غوغا كردند و برفتند تا به نزديك نهر صرصر رسيدند .