محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5468

تاريخ الطبرى ( فارسي )

رفت و كسانى از ياران كه جان برده بودند به اردوى عبد الله و احمد پسران حرشى رسيدند كه توهم و نوميدى در آنها افتاد و ( 417 دلهاشان از هراس و بيم آكنده شد و آنها نيز بىآنكه كسى با آنها مقابله كرده باشد پشت بكردند و فرارى شدند تا به بغداد رسيدند . گويد : آنگاه طاهر بيامد كه ولايتها براى وى بىمنازع شده بود ، شهر به شهر و ولايت به ولايت مىگذشت تا به يكى از دهكده هاى حلوان به نام شلاشان فرود آمد و آنجا خندق زد و اردوگاه خويش را استوار كرد و ياران خويش را فراهم آورد يكى از ابنا به رثاى عبد الرحمان ابناوى شعرى گفت به اين مضمون : « بدانيد كه ديدگان فقط « براى چابكسوارى مىگريد « كه با تير و نيزه ننگ را از خويشتن به دور كرد « غبار مرگ از چهره اش نمودار بود « و مجدوالا را به تصرف آورد و كسب كرد . « جوانمردى كه وقتى پاى مروت در كار بود « اهميت نمىداد كه بىخطر بدان رسد يا با خطر « مروت را با سر نيزه ها به پا مىداشت « و وقتى مرگ نزديك مىشد « از آن بيم نمىكرد . » در اين سال عامل مكه و مدينه داود بن عيسى عباسى بود ، از جانب محمد بن هارون . و همو بود كه در اين سال و دو سال پيش از آن ، يعنى به سال صد و نود و سوم و صد و نود و چهارم سالار حج بوده بود . عامل كوفه عباس بن موسى هادى بود ، از جانب محمد . عامل بصره منصور