محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5462

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : محمد تكبير و سر و صدا را شنيد ، يكى از غلامان خويش فرستاد كه براى وى خبر آرد . غلام به نزد وى بازگشت و معلوم وى داشت كه سپاهيان فراهم آمده‌اند و به طلب مقرريهايشان آشوب كرده‌اند . محمد گفت : « مگر بجز مقررى چيزى مىخواهند ؟ » گفت : « نه » گفت : « آنچه ميخواهند سخت سخت آسان است ، پيش عبد الله بن خازم برو و بگو از مقابل آنها باز آيد ، » آنگاه بگفت تا مقررى چهار ماهشان را دادند و كسانى را كه زير هشتاد بودند به هشتاد بالا برد و بگفت تا سرداران و خاصان را صله و جايزه دهند . در اين سال محمد مخلوع ، عبد الرحمان بن جبله ابناوى را به همدان فرستاد براى نبرد طاهر . سخن از رفتن عبد الله بن جبله به همدان براى نبرد طاهر عبد الله بن صالح گويد : وقتى محمد از كشته شدن على بن عيسى و به غارت رفتن اردوگاه وى خبر يافت ، عبد الرحمان ابناوى را فرستاد با بيست هزار كس از ابنا و مال همراه وى فرستاد و به سلاح و سوار نيرو داد و جايزه ها داد و او را ولايتدار حلوان كرد تا آنچه از سرزمين خراسان كه بر آن غلبه يابد . سواران و دليران و جنگاوران و مردم با كفايت ابنا را نيز همراه وى كرد و دستورش داد كه با شتاب برود و كمتر توقف ( 413 و خفتن كند تا به شهر همدان فرود آيد و زودتر از طاهر آنجا رسد و براى خويش و يارانش خندق زند و لوازم فراهم كند و در كار نبرد با طاهر و ياران وى پيشدستى كند . گويد : دست جبله را گشود و دستور وى را در هر چه مىخواست كرد ،