محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5463
تاريخ الطبرى ( فارسي )
نافذ كرد و دستورش داد كه محتاط و دقيق باشد و رفتار على را كه مغرور و غافل بود رها كند . گويد : عبد الرحمان برفت تا در همدان فرود آمد و راههاى آن را بست و حصار و درهاى شهر را استوار كرد و رخنه ها را ببست و بازارها به پا كرد و ارباب صنعت را فراهم آورد و لوازم و آذوقه آماده كرد و براى مقابله و نبرد طاهر آماده شد . گويد : وقتى على كشته شد پسرش يحيى با جمعى از ياران خويش گريخت و ما بين رى و همدان اقامت گرفت و هر كس از باقيماندگان سپاه پدرش بر او مىگذشت نگهش مىداشت . گويد : يحيى چنان مىپنداشت كه محمد او را به جاى پدر مىگمارد و سپاه و مرد سوى وى مىفرستد ، مىخواست باقيماندگان را فراهم آرد تا نيرو و كمك به دو رسد . گويد : يحيى به محمد نوشت و كمك و تاييد خواست . محمد به دو نوشت و فرستادن عبد الرحمان ابناوى را معلوم وى داشت و دستور داد به جاى خويش بماند و با همراهان خويش با طاهر مقابله كند و اگر محتاج به نيرو و مرد بود به عبد - الرحمان بنويسد كه او را نيرو دهد و كمك دهد . گويد : وقتى خبر به طاهر رسيد سوى عبد الرحمان و ياران وى روان شد و چون نزديك يحيى رسيد يحيى به ياران خويش گفت : « طاهر نزديك ما رسيد و چندان كه مىدانيد از پيادگان و سواران خراسان به همراه دارد ، وى همان حريف ديروز شماست و بيم دارم اگر با اين گروه باقيماندگان كه با منند با وى مقابل شويم چنان ما را بشكند كه مايهء سستى مرد مىشود كه پشت سر ما هستند و عبد الرحمان اين را بهانه كند و مرا به نزد امير مؤمنان به ننگ و سستى و ناتوانى منسوب دارد . اگر از او كمك خواهم و در انتظار كمك وى بمانم بيم دارم كه امساك كند و نخواهد