محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5459

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اهل پيمان شكنى و خيانتند ، اينان آنچه را كه شما محفوظ داشته‌ايد تباه كرده‌اند و آنچه را شما بزرگ داشته‌ايد تحقير كرده‌اند و قسمهايى را كه شما رعايت كرده‌ايد شكسته‌اند ، طالب باطلند و به سبب خيانت و جهالت نبرد مىكنند ، اهل غارت و چپاولند ، اگر چشمها را فرونهيد و قدمها را ثابت كنيد ، خدا وعدهء خويش را عمل كند و درهاى عزت و نصرت خويش را بر شما بگشايد ، با طغيانگران فتنه و زنبوران آتش بر سر دين خويش بجنگيد و با حق خويش باطلشان را پس زنيد كه ساعتى بيش نيست و خدا ميان شما داورى مىكند كه او بهترين داوران است . » گويد : طاهر سخت بياشفت و بنا كرد و مىگفت : « اى اهل وفادارى و راستى صبورى ، صبورى ، ثبات ، ثبات ، » آنگاه كسان به يك ديگر حمله بردند . مردم رى هجوم بردند و درهاى شهر را بستند طاهر بانگ زد : « اى دوستان خدا به آنها كه پيش روى شما هستند پردازيد ، نه به پشت سرتان كه تنها تلاش و صبورى نجاتتان ميدهد . » گويد : دو قوم در هم افتادند و نبردى سخت كردند ، دو گروه ثبات كردند ، پهلوى راست على بر پهلوى چپ طاهر تفوق يافت و آن را به سختى در هم شكست . پهلوى چپ وى نيز بر پهلوى راست طاهر تفوق يافت و آن را از جاى ببرد ، طاهر گفت : « همه نيرو و تلاش خويش را بر دسته هاى قلب نهيد كه اگر يك پرچم از آن را بشكنيد در هم مىريزند . » گويد : ياران طاهر ثباتى صادقانه كردند و به نخستين پرچمهاى قلب حمله بردند و آنها را هزيمت كردند و بسيار كس از آنها را بكشتند . پرچمها در هم افتاد و پهلوى راست على درهم شكست . كسان پهلوى راست و پهلوى چپ طاهر عمل ياران وى را بديدند و به طرف حريفان مقابل خويش بازگشتند و هزيمتشان كردند ، هزيمت به نزد على رسيد ( 411 و بنا كرد به ياران خويش بانگ مىزد : « اى صاحبان بازوبند و تاج ، كجا مىرويد ، اى گروه ابنا سوى من آييد ، حمله اى از پى فرار ، ادامهء جنگ را