محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5441
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« تارك آن ، بهتر است كه در كار خويش حق را رعايت كند و بدان پابند « شود و از خويش انصاف دهد . آنگاه اگر من تسليم حق شدم خاطر وى « را آسودهام و اگر دريغ كردم ، حق بر ضد من باشد ، اما وعده و وعيدى « كه از بركت اطاعت و نكبت مخالفت خويش داده بود ، مگر كسى كه در « كردار خويش پابند حق نباشد ، براى اعتماد به گفتار خويش جايى نهاده « است . و السلام . » گويد : و هم مأمون وقتى قصد على بن عيسى را بدانست به دو نوشت : « اما بعد تو در سايهء دعوتى بسر مىبرى كه پيوسته تو و سلفت « در مقام دفاع از آن بودهايد و به حفاظت آن و رعايت حق آن توجه داشتهايد « و اين را بر امامان خويش محقق كردهايد و به طناب جماعت خويش چنگ « زدهايد و خويشتن را به اطاعت واداشتهايد و بر ضد مخالفان خويش همدست « بودهايد و يار و برادر موافقان خويش ، كه آنها را بر پدران و فرزندان مرجح « ميداشتهايد و در سختى و سستى همانند آنها عمل ميكردهايد ، چيزى را همانند « موجبات الفتتان مايه صلاح خويش نميدانستهايد و نه چيزى را همانند « موجبات تفرقه ، مايه خلاك خويش . و هر كه را از اين ميگشته برون از « طريقت حق ميدانستهايد و بر ضد اينان ، شمشيرهاى خشم خداى بودهايد « و چه بسيار كس از آنها كه به سرزمين درندگان افتاد و كشته بىجان شد « كه بادها بر او ميوزيد و درندگان به كشتنگاه وى ميشد كه وى سرانجام « خويش رفت ، بجز نصيب حاضر خويش . امامان براى اينتان به كار ميگرفتند « كه در كارهايشان مورد اعتماد و اطمينان بوديد و تو بر اكثر معتمدان و « خواص دعوت تقدم داشتى چندان كه خدايت به نخبه اهل دعوت كرد كه « به بيشتر كارهاى امت خويش ميپرداختى كه اگر ميگفتى نزديك شويد نزديك « ميشدند و اگر اشاره ميكردى كه پيش آييد پيش ميامدند و اگر بجاى ميماندى