محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5442

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« درنگ ميكردند و بىحركت ميماندند ، بموافقت تو و اطمينان به نيكخواهيت . « كه نعمت تو به خويشتن فزونى ميگرفت و نعمت آنها از اطاعت تو فزونى « ميگرفت . تا بجايى رسيدى ( 398 كه اكنون هستى و بيشتر ايام تو در آن سپرى « شده كه از پس آن خاتمه عملت يا نكو خواهد بود كه اعمال صالح پيشينت « نيز پسنديده شود يا بخلاف آن كه كوشش پيشينت به گمراهى رود . « اى ابو يحيى ، حال اهل نعمت خويش و زمامداران قائم به حق « امامت خويش را مىبينى كه قرار و پيمانى را كه با قسمهاى سخت و « ميثاقهاى مؤكد در استحكام آن عمل كرده اى و كار گرفتن آن را عهده كرده اى « آشفته و سست ميكنند . از خواص آغاز كرده‌اند تا به عامه مسلمانان رسيده ، « مىبينى كه چه رخ ميدهد كه مايه اختلاف كلمه است و فرقت امت و پراكندگى « جماعت و خطر تبديل نعمت و زوال آنچه امامان سلف استوار كرده‌اند . « وقتى نعمت از متصديان امور زوال يابد ، زوال آن بشما نيز رسد كه خدا « حال قومى را تغيير ندهد تا حال خويش را تغيير دهند [ 1 ] آنكه به « رواج اين نميكوشد تنها بر ضرر خويش و بر كنار از حاملان دعوت و « عهده داران حرمت آن نميكوشد ، آنها را بمعرض اين آورده‌اند كه لقمهء « دشمنان خويش شوند و طعمه قومى كه پنجه هايشان را در خونشان فرو برند . « مقام تو چنانست كه اگر بگويى بگفته ات گردن نهند و اگر اشاره كنى در « نيكخواهيت بدگمانى نيارند و بجز ترجيح حق بنزد اهل حق نيز اعتبار « يا بى . آنكه از حق جدايى گيرد و نصيبى گذران يابد و خويشتن را « در سرانجام به هلاكت دهد همانند آن نيست كه حق را اعانت كند و سر - « انجام نيك يابد با نصيب موفور حال . اين تقاضا نه بخاطر تو است و نه

--> [ 1 ] إِنَّ الله لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ 13 : 11 . سوره رعد آيه 12