محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5435
تاريخ الطبرى ( فارسي )
دارد . » گويد : جمعى از بخاريه با ما بودند كه تير به طرف او انداختند و گفتند : « ترا مىكشيم و مالت را مىگيريم . » عباس بن ليث وابستهء مهدى از اردوى على بن عيسى برون شد ، يكى ديگر نيز كه وى را حاتم طايى مىگفتند برون شد كه طاهر به دو حمله برد ، دو دست را به دستهء شمشير گرفت و به دو زد كه از پاى در آمد . داود سياه به على بن عيسى حمله برد و او را از پاى در آورد ، اما وى را نمىشناخت على بر يابويى سپيد پشت بود كه محمد به دو داده بود و اين در نبرد ناخوشايند است و نشان هزيمت . گويد : طاهر صغير ، كه طاهر پسر تاجى بود گفت : « على بن عيسى توئى ؟ » گفت : « بله ، من على بن عيسى هستم . » كه مىپنداشت مهابت دارد و كس به دو نمىپردازد ، طاهر به دو حمله برد و با شمشير سرش را بريد . محمد بن مقاتل دربارهء سر با آنها منازعه كرد آنگاه محمد چيزى از ريش وى را بكند و آن را پيش طاهر برد و به دو بشارت داد . گويد : ضربت طاهر مايهء فتح بود و به همين سبب آن روز ذو اليمينين نام گرفت كه شمشير را به هر دو دست گرفته بود . گويد : ياران على تير بر گرفتند كه به ما تير اندازى كنند و من كشته شدن على را ندانستم تا وقتى كه گفتند : « به خدا امير كشته شد . » و تا دو فرسخ به تعقيب آنها رفتيم . دوازده بار به مقابلهء ما ايستادند كه پيوسته هزيمتشان كرديم . طاهر پسر تاجى به من رسيد كه سر على بن عيسى را همراه داشت . على قسم ياد كرده بود كه سر احمد را به نزد منبرى كه محمد را بر آن خلع كرده بود بياويزد و نيز گفته بود كه در رى براى وى ناهار مهيا كنند . گويد : بازگشتم و كيسه اى چرمين يافتم ( 394 از آن على كه پيراهنى و جبه اى و روپوشى در آن بود كه پوشيدم و به سپاس خداى تبارك و تعالى دو ركعت نماز