محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5431
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گرفته و سوى خويش دعوت كرده و بريد را بريده و نام وى را از سكه خانه ها و طرازها انداخته كه حق اين كارها را نداشته و شرطها كه مدعى بود براى وى نهادهاند روا نبود ، و آنها را به طاعت و تمسك به بيعت خويش ترغيب مىكرد . راوى گويد : از پس خواندن نامه ، سعيد بن فضل خطيب برخاست و مضمون نامه را تصديق كرد ، و سخنانى همانند آن گفت . پس از آن فضل بن ربيع همچنان نشسته سخن كرد ، در سخن افراط كرد و بسيار گفت و گفت كه جز امير مؤمنان محمد ابن هارون هيچكس حقى به امامت و خلافت ندارد و خداوند نه براى عبد الله و نه براى غير او در اين كار بهره و نصيبى ننهاده . گويد : از خاندان محمد و غير آنها هيچكس سخن نكرد بجز محمد بن عيسى ابن نهيك و تنى چند از سران كشيكبانان . گويد : فضل بن ربيع ضمن سخنان خويش گفت : « اى گروه مردم خراسان ، امير موسى ، پسر امير مؤمنان فرمان كرده كه از مال خالص وى سه هزار هزار درم به شما دهند كه ميانتان تقسيم مىشود . » آنگاه كسان برفتند و على بن عيسى به نزد محمد رفت و به دو خبر داد كه مردم خراسان به دو نوشتهاند كه اگر برون شود اطاعتش مىكنند و تسليم وى مىشوند . در اين سال على بن عيسى براى نبرد مأمون سوى رى رفت . سخن از خبر رفتن على بن عيسى سوى رى و كار وى در اين سفر فضل بن اسحاق گويد : على بن عيسى ( 391 آخر روز جمعه ما بين نماز جمعه و نماز پسينگاه ده روز از جمادى الاخر سال صد و نود و پنجم از مدينة السلام حركت كرد ، در آخر آن روز ما بين نماز جمعه و نماز پسين به اردوگاه خويش در نهريين رفت و با نزديك چهل هزار كس آنجا بماند . بند نقره اى همراه داشت كه به پندار