محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5402

تاريخ الطبرى ( فارسي )

عهده مىكنى . به كسانى كه نزد تواند بگوى كه نظر دارم كارشان را به صلاح برم و حوايجشان را بر آرم و گشايش آرم . هر كه را به هنگام بيعت نا باب ديدى يا از اطاعتش بدگمان شدى سر وى را با خبرش براى من بفرست مبادا از او درگذرى كه جهنم براى او بهتر است ) رخداد مصيبت امير مؤمنان را به عاملان مرزها و اميران - ولايتهاى خويش بنويس و معلومشان دار كه خداى ثواب دنيا را براى وى نپسنديد و او را سوى خوشى و آسايش و بهشت خويش برد با خوشى و پسنديدگى و همهء خليفگان خويش را به بهشت مىبرد ، ان شاء الله . « دستورشان ده كه از سپاهيان و خواص و عوام خويش بيعت گيرند ، ( 368 به همان گونه كه دستور دادم از اطرافيان خويش بيعت بگيرى ، به آنها بگوى كه مرزهايشان را مضبوط دارند و با دشمن قوت نمايند . من از حالاتشان جويا مىشوم ، پراكندگيشان را بر مىدارم . گشايششان مىدهم و از نيرو دادن سپاهيانم و يارانم وانمىمانم ، مىبايد نامه هاى تو بخشنامه باشد كه بر آنها خوانده شود كه آرامشان مىكند و اميدشان مىدهد ، دستور ما را دربارهء اطرافيان حاضر خويش و آنها كه دورند به اقتضاى آنچه مىبينى و مشاهده مىكنى به كاربند كه برادرت انتخاب نكو و درستى راى و درونگرى ترا مىداند و از خداى مىخواهد كه ترا محفوظ دارد و وى را به تو نيرو دهد و كارش را به كمك تو فراهم آرد كه خداى در بارهء آنچه اراده كند دقيق است . « بكر بن معتمر نوشت پيش روى من و به املاى من به ماه شوال سال صد و نود و دوم . » متن نامه محمد امين به برادرش صالح « به نام خداى رحمان رحيم ، به هنگام وقوع آنچه در علم خدا گذشته و از قضاى