محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5401

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بود از محمد بن هارون به خط وى به حسين خادم كه دستور مىداد بكر بن معتمر را را رها كند كه نامه را به دو داد و نيز نامه اى به عبد الله مامون كه نامهء مامون را به نزد خويش نگهداشت كه سوى وى فرستد به مرو . گويد : فضل كس به نزد صالح بن رشيد فرستاد كه با پدر خويش در طوس بوده بود وى بزرگترين كس از فرزندان هارون بود كه حضور داشت . هماندم صالح بيامد و دربارهء پدر خويش از آنها پرسش كرد كه با وى بگفتند و سخت بناليد . آنگاه نامهء برادرش محمد را كه بكر آورده بود به دو دادند . گويد : آنها كه هنگام درگذشت هارون حضور داشته بودند كار غسل و دفن وى را عهده كردند و پسرش صالح بر او نماز كرد . متن نامه محمد امين به برادرش عبد الله مامون چنين بود : « وقتى به هنگام وقوع حادثه اى كه دفع و رد آن ميسر نيست و در امتهاى گذشته و روزگاران سلف بوده ، و اين از جانب خداى مايهء تسليت تو است ، نامه برادرت كه خدايش از فقدان تو بدور دارد به تو رسيد ، بدان كه خداى كه ستايش او و الا باد ، براى امير مؤمنان ، از دو خانه ، بهترين ، و از دو نصيب ، كافىترين ، را برگزيد و او را پاك و پاكيزه ببرد و كوشش او را پاس داشت و گناه وى را بخشيد ان شاء الله و چون مردم خردور و مصمم و رعايتگر برادر و خويشتن و حكومت خويش و عامهء مسلمانان به كار خود پرداز . مبادا جزع بر تو چيره شود كه پاداش را مىبرد و مايهء و بال مىشود . درود خداى بر زنده و مردهء امير مؤمنان باد كه ما از آن خداييم و سوى او باز مىگرديم از آن كسان كه پيش تواند از سردارانت و سپاهيانت و خواص و عوامت براى برادرت و سپس براى خودت ، آنگاه براى قاسم پسر امير مؤمنان به همان ترتيب كه امير مؤمنان براى تو نهاده و نوشته و ثبت كرده كه تو نيز از اين كار آنچه را خدا و خليفهء وى به عهده ات نهاده