محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5384
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گناهان ، وى را زيان نمىزند و عيبها از او نهان نمىماند و بخشش خطاها وى را كاستى نمىدهد . اى كه زمين را بر آب گسترده و هوا را به آسمان بسته و براى خويش نامها برگزيده بر محمد صلوات گوى و همه كارهاى مرا قرين نيكى كن . اى كه صداها به همه زبانها قرين خشوع وى است و حاجتها مىخواهند ، حاجت من اينست كه وقتى مرا ببردى و در گورم جاى گرفتم و كسان و فرزندانم از من پراكنده شدند مرا ببخشى . خدايا ترا ستايشى از همه ستايشها بيشتر ، چندانكه با همه مخلوق تفضل مىكنى . خدايا بر محمد صلواتى پسنديده گوى و محمد را صلواتى خاص گوى و از بابت ما وى را نكوترين و كافىترين پاداش ده . خدايا ما را در زندگى نيك روز بدار و به هنگام مرگ به صف شهيدان بر ، و نيكروز و روزى خوار كن و تيره روز و محروم مكن . » قاسم بن يحيى گويد : رشيد كسان فرستاد كه ابن ابى داود و كسانى را كه در حير [ 1 ] خدمت قبر حسين بن على مىكردند بيارند و چون آنها را بياوردند حسن بن راشد آنها را بديد و به ابن ابى داود گفت : « چه شده ؟ » گفت : « اين مرد ( يعنى : رشيد ) از پى من فرستاده و از او بر جان خويش ايمن نيستم . » گفت : « وقتى به نزد وى رفتى و از تو پرسش كرد بگو حسن بن راشد مرا در آن محل نهاده . » گويد : و چون به نزد رشيد در آمد ، همين سخن را گفت ، رشيد گفت : « اين به شلوغ كارى حسن مىماند ، بياريدش . » گويد : « و چون حسن بن راشد حضور يافت . رشيد گفت : ( 356 « براى چه اين مرد را در حير نهاده اى ؟ » گفت : « خدا كسى را كه وى را در حير نهاد رحمت كند ، ام موسى به من دستور داد كه وى را در آنجا نهم و هر ماه سى درم به دو دهم . »
--> [ 1 ] اين كلمه در متون ديگر « حاير » آمده و بمعنى حدود و اطراف مشهد حسين عليه السلام است ( م )