محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5092

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« دارم از نقد يا كالا يا طلب يا زمين ، كم يا زياد ، كهنه يا نو ، يا پس از « اين روز تا به مدت سى سال به دست آرم وقف مسكينان باشد ( 128 و زمامدار آن « را هر كجا ببيند وقف نهد . و به نذر واجب . متعهدم كه طى سى سال از « مدينة السلام تا خانهء كهن خداى كه در مكه است پابرهنه و پياده روم « كه از آن بجز عمل ، كفاره و مفر نباشد و خداى در انجام آن مراقب و « ناظر و شاهد باشد و شهادت خداى بس . » چهارصد و سى كس از بنى هاشم و وابستگان و صحابيان قريش و وزيران و دبيران و قاضيان شاهد اقرار عيسى بن موسى بر مضمون اين تعهدنامه شدند . در صفر سال صد و شصتم قلمى شد و عيسى بن موسى مهر زد . « گويد : يكى از شاعران در اين باب عشرى گفت به اين مضمون : « ابو موسى مرگ را خوش ندارد « اما مرگ مايهء رهايى و حرمت است « از شاهى خلع شد « و جامهء ذلتى به تن كرد « كه هرگز كهنگى نگيرد . » به سال صد و شصتم عبد الملك بن شهاب مسمعى با داوطلبان و ديگرانى كه با وى روان شده بودند به شهر باربد رسيد و يك روز پس از رسيدنشان به شهر حمله بردند و دو روز مقابل آن بودند ، آنگاه منجنيق نصب كردند و با همه لوازم حمله كردند . كسان فراهم آمدند و همديگر را به قسم قرآن و نام خداى ترغيب كردند و خداى شهر را به زور براى آنها گشود و سوارانشان از هر طرف وارد شدند و حريفان را به طرف بدشان راندند و در آنجا آتش و نفت افروختند و كسانى از آنها را بسوختند ، بعضى از آنها نيز با مسلمانان نبرد كردند و خدا همگى را بكشت . بيست و چند كس نيز از مسلمانان كشته شد و خدا شهر را غنيمت آنها كرد ، پس از