محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5335

تاريخ الطبرى ( فارسي )

چنين كنيم . كه اين از كارى كه على بن عيسى در مورد اين هديه ها با صاحبانش كرده سر انجامى نيكتر دارد و پوشيده تر مىماند و در اثناى سه ساعت با اندك كوشش و كمترين تلاش بيشتر از آنچه على در مدت سه سال فراهم آورده براى امير مؤمنان فراهم مىكنم . » گويد : اين بر خاطر رشيد گران آمد و آن را به ياد سپرد و از تذكار نام على بن عيسى به نزد يحيى خوددارى مىكرد . گويد : و چون على بن عيسى در خراسان تباهى كرد و بزرگان آنجا را بيازرد و اموالشان را گرفت و مردان قوم را تحقير كرد ، كسانى از بزرگان و سران آنجا به رشيد نوشتند . جمعى از مردم ولايتهاى خراسان نيز به خويشاوندان و ياران خويش نوشتند و از بدرفتارى و زشتكارى على شكايت آوردند و مىخواستند كه امير مؤمنان يكى ديگر از ياران و سران دولت و سرداران خويش را به جاى وى نهد . گويد : رشيد يحيى بن خالد را خواست و دربارهء على بن عيسى و تغيير وى با يحيى مشورت كرد و گفت : « يكى را كه براى اين مرز مىپسندى به من بنماى كه آنچه را اين بدكار تباه كرده به صلاح آرد و آنچه را دريده رفو كند » يحيى ، يزيد بن مزيد را به دو نمود اما مشورت وى را نپذيرفت . گويد : و چنان بود كه به رشيد گفته بودند عيسى سر مخالفت دارد ، بدين سبب هنگام بازگشت از مكه آهنگ رى كرد و سيزده روز مانده از جمادى الاولى در نهروان اردو زد . عبد الله مأمون و قاسم پسرانش نيز با وى بودند . پس از آن سوى رى روان شد و چون به قرماسين ( كرمانشاهان ) رسيد جمعى از قاضيان و كسان ديگر را پيش خواند و شاهدشان كرد كه همه اموال و خزينه ها و سلاح و اسب و چيزهاى ديگر كه در اردوى وى هست از آن عبد الله مأمون است و در آن ميان و كم و بيش چيزى از آن وى نيست ، و بار ديگر از كسانى كه همراه وى بودند براى مأمون بيعت گرفت . هرثمة بن - اعين سالار نگهبانان خويش را نيز به بغداد فرستاد كه بار ديگر از محمد بن هارون و