محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5336
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كسانى كه با وى بودند براى عبد الله و قاسم بيعت بگيرد و مقرر داشت كه وقتى خلافت به مأمون رسيد كار خلع و ابقاى قاسم با وى باشد . ( 316 گويد : پس از رفتن هرثمه ، رشيد سوى رى رفت و نزديك چهار ماه آنجا ببود تا وقتى كه على بن عيسى با اموال و هديه ها و تحفه ها از كالا و مشك و جواهر و ظروف طلا و نقره و سلاح و اسب از خراسان به نزد وى آمد . بجز آن نيز به همهء فرزندان و مردم خاندان و دبيران و خادمان و سرداران رشيد كه همراه وى بودند به مقدار طبقه و مرتبتشان هديه داد . رشيد رفتار وى را به خلاف آن ديد كه پنداشته بود و دربارهء وى مىگفته بودند و از او خشنود شد و وى را سوى خراسان پس فرستاد و به بدرقه اش برون شد . گويند : تجديد بيعت مأمون و وليعهدى قاسم از پى دو برادرش محمد و عبد الله كه لقب مؤتمن يافت و هرثمه براى آن فرستاده شده بود در مدينة السلام به روز شنبه يازده روز مانده از رجب اين سال انجام گرفت و حسن بن هانى ، ابو نواس در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « مبارك است آنكه كارها را « مطابق علم خويش راه مىبرد . « و مأمون را بر خليفگان ديگر « برترى داده است . « مادام كه پرهيزگار هستيم « و پدر امينان دنياى ما را راه مىبرد « قرين نيكى خواهيم بود . » در اين سال ، رشيد وقتى به رى رسيد حسين خادم را به طبرستان فرستاد و با وى سه نامه نوشت كه يكى اماننامه شروين پدر قارن بود ، ديگرى اماننامه ونداهرمز جد مازيار بود و سومى اماننامه مرزبان پسر جستان فرمانرواى ديلم بود . فرمانرواى