محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5091

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« از آن من است . من نيز همانند همهء مسلمانان به موسى پسر امير مؤمنان و « بيعت وى و برون شدن از بيعتى كه به گردنشان داشتم رضايت مىدهم و « شما را از آن گشايش و رهايى مىدهم كه بر شما و هيچكس از جمعتان و « عامهء مسلمانان تكلفى نباشد و مرا در اين باب از كهنه و نو نه سخن هست « نه ادعا ، نه مطالبه ، نه حجت ، نه مقال و در زندگانى مهدى محمد « امير مؤمنان و پس از وى و پس از موسى وليعهد مسلمانان تا وقتى كه زنده‌ام « و تا به وقت مرگ بر هيچكس از شما يا بر عامهء مسلمانان حق اطاعتى يا « بيعتى ندارم كه با محمد مهدى امير مؤمنان بيعت كرده‌ام و با موسى پسر « امير مؤمنان از پى وى ، و در قبال آنها و عامهء مسلمانان از مردم خراسان و « ديگران ملتزم شده‌ام كه نسبت به تعهد خويش در مورد كارى كه از آن « برون شده‌ام ، عمل كنم و پابند آن باشم . در اين باب پيمان خدا و هر « قرار و پيمان و تأييد و تأكيدى كه يكى از خلق خداى كرده باشد به « گردن من است كه نسبت به مهدى محمد امير مؤمنان و وليعهد وى موسى « پسر امير مؤمنان در آشكار و نهان ، به گفتار و كردار و نيت ، در سختى و « گشايش ، در آسايش و رنج ، شنوا و مطيع و نيكخواه باشم و دربارهء « كارى كه از آن خارج شده‌ام با آنها و دوستانشان دوستى كنم و با « دشمنانشان دشمنى كنم و اگر بگشتم يا تغيير آوردم يا تبديل كردم ، يا « دغلى كردم ، يا به خلاف چيزى كه در اين مكتوب براى مهدى محمد « امير مؤمنان و وليعهد وى موسى پسر امير مؤمنان و عامهء مسلمانان تعهد « كرده‌ام دعوت كردم يا بدان عمل نكردم هر زنى كه به وقت نوشتن اين « مكتوب داشته‌ام يا بعد تا به مدت سى سال به همسرى بگيرم طلاقى « است سه بار بى قيد و شرط به طلاق به اين و هر مملوكى كه اكنون دارم « يا تا مدت سى سال مالك شوم در راه خداى آزاد باشد و هر مالى كه