محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5326
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« اين منزل تو است ؟ » گفت : « اى امير مؤمنان ، اين از آن تو است و به سبب تو از آن من است . » گفت : « چگونه است ؟ » گفت : « از بناى كسان من پستتر و از منزلهاى منبج بر تراست . » گفت : « شبهاى آن چگونه است ؟ » گفت : « همه سحر است . » در اين سال ، در ماه شعبان ، قاسم بن رشيد وارد سرزمين روم شد و مقابل قره اردو زد و آنجا را محاصره كرد ، عباس بن جعفر اشعثى را نيز فرستاد كه مقابل قلعه سنان بماند چندان كه به محنت افتادند . روميان كس پيش وى فرستادند كه سيصد و - بيست كس از اسيران مسلمان را به دو مىدهند كه از آنجا برود . قاسم پذيرفت و به صلح از قره و قلعه سنان برفت . در اين غزا على بن عيسى عباسى كه همراه قاسم بود بسرزمين روم در گذشت . و هم در اين سال فرمانرواى روم صلحى را كه ميان شاه سلف وى و مسلمانان بوده بود بشكست و آنچه را كه شاه سلف وى تعهد كرده بود نداد . سخن از اينكه چرا روميان صلح مسلمانان را شكستند ؟ سبب آن بود كه صلحى كه ميان مسلمانان و فرمانرواى روم شده بود به وقتى بود كه فرمانرواى آنها رينى بود . پيش از اين سبب صلحى را كه ميان مسلمانان و او بود ياد كردهايم ، پس از آن روميان بر رينى تاختند و او را خلع كردند و نقفور را به شاهى خويش برداشتند . روميان مىگفتند كه اين نقفور از فرزندان جفنه بود از خاندان غسان و پيش از پادشاهى عهده دار ديوان خراج بوده بود . آنگاه رينى از پى پنج ماه كه روميان او را خلع كرده بودند بمرد .