محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5090

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بيعت وى را به گردن داشتند آزاد كرده و اين را شخصا كرده ، به دلخواه نه از روى كراهت ، به رضايت نه از روى فشار ، به خوشى نه اجبار ، براى وى خواندند . گويد : عيسى بدين معترف شد . آنگاه بالاى منبر رفت و با مهدى بيعت كرد و دست به دست وى زد و بازگشت . مردم خاندان مهدى نيز به ترتيب سن بيعت كردند . نخست با مهدى بيعت مىكردند پس از آن با موسى و دست به دست آنها مىزدند ، تا آخرينشان از اين كار فراغت يافت . ياران و سرداران معتبر و شيعيان مهدى كه حضور داشتند چنين كردند . گويد : آنگاه مهدى فرود آمد و سوى خانهء خويش رفت و دايى خويش يزيد بن منصور را به بيعت گرفتن از باقيمانده خواص و عامه گماشت و او بدين كار پرداخت تا از همه مردمان فراغت يافت . مهدى به تعهدى كه با عيسى كرده بود و او را به خلع از ولايت عهد راضى كرده بود عمل كرد . دربارهء خلع وى مكتوبى نوشت و جمع مردم خاندان و ياران خوبش و همه شيعيان و سپاهيان ثبت شده در ديوان را شاهد آن كرد كه بر ضد عيسى حجت باشد و گفتگو و ادعاى وى را دربارهء چيزى كه از آن برون شده بود ببرد . اين نسخه تعهدى است كه عيسى از جانب خويش نوشته بود : « به نام خداى رحمان رحيم . اين مكتوبى است براى بندهء خدا مهدى محمد « امير مؤمنان و براى وليعهد مسلمانان ، موسى بن مهدى ، و براى مردم خاندان « وى همهء سردارانش و سپاهيانش از مردم خراسان و عامهء مسلمانان در « مشرقها و مغربهاى زمين و هر كجا يكى از آنها بباشد . اين را براى « مهدى محمد امير مؤمنان و موسى بن محمد بن على ، وليعهد مسلمانان « نوشته‌ام ، دربارهء وليعهدى وى كه از من بود تا وقتى كه مسلمانان در « كار رضايت بر ولايتعهد موسى اتفاق كردند و كارشان نظام گرفت و پندارهايشان - « ائتلاف يافت . ( 127 اين خط را از خويشتن مىدانم و خط اين مكتوب