محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5318
تاريخ الطبرى ( فارسي )
ابو عبد الرحمان عطوى نيز شعرى دارد به اين مضمون : « به خدا اگر گفتهء سخن چين نبود ، « و چشم خليفه كه به خواب نمىرود ، « به دور دار تو طواف مىبرديم « و بر آن بوسه مىزديم « چنان كه كسان حجر را بوسه مىزنند . « بر دنيا و همه مردم آن « و دولت آل برمك درود باد . » ابو العتاهيه نيز دربارهء كشته شدن جعفر شعرى دارد به اين مضمون : « به كسى كه به زندگى اميد مىبندد بگوييد : « مگر كار جعفر و يحيى مايهء عبرت نيست . « وزيران خليفه هارون بودند « و دوستان وى بودند . « اينك پيكر جعفر است « كه سرود و نيمهء وى آويخته است . ( 302 « و يحياى پير را از خويشتن « دور و جدا كرده است . « جمعشان از پس فراهمى « پراكنده شد و در ولايتها سرگردان شدند . « چنين است كه هر كه خدا را ، « به كارهايى كه موجب رضاى بندگان است « خشمگين كند ، « خدايش سزا مىدهد .