محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5086

تاريخ الطبرى ( فارسي )

طبلهاى خويش را زدند كه عيسى بن موسى از اين كار سخت بهراسيد ، آنگاه پيش ابو هريره رفت كه به دو گفت حركت كند ، عيسى بيمارى را بهانه كرد اما از او نپذيرفت و هماندم او را روانهء مدينة السلام كرد . در اين سال يزيد بن منصور ، دايى مهدى ، به هنگام بازگشت از يمن ، سالار حج شد . اين را از ابو معشر آورده‌اند . محمد بن عمر واقدى و غير او نيز چنين گفته‌اند . بازگشت يزيد بن منصور از يمن به سبب نامه اى بود كه مهدى فرستاده بود و دستورش داده بود ، پيش وى بازگردد و كار حج را به دو سپرده بود و گفته بود كه مشتاق وى و حضور اوست . در اين سال امير مدينه ، عبيد الله بن صفوان جمحى بود . امامت نماز كوفه و حادثات آن با اسحاق بن صباح كندى بود . خراج آن با ثابت بن موسى بود . قضاى مدان با شريك بن عبد الله بود . امامت نماز بصره با عبد الملك بن ايوب نميرى بود . حادثات آن با عمارة بن حمزه بود كه مسور بن عبد الله باهلى در اين كار جانشين وى بود . قضاى بصره با عبيد الله بن حسن بود . عامل ولايت دجله و ولايت اهواز و ولايت فارس عمارة بن حمزه بود . عامل سند ، بسطام بن عمرو بود . عامل يمن ، رجاء بن روح بود . عامل يمامه ، بشير بن منذر بود . عامل خراسان ، ابو عون ، عبد الملك بن يزيد بود . عامل جزيره ، فضل بن صالح بود . عامل افريقيه ، يزيد بن حاتم بود . عامل مصر ، ابو حمزه ، محمد بن سليمان بود . ( 124 آنگاه سال صد و شصتم در آمد . سخن از خبر حوادثى كه به سال صد و شصتم بود از جمله اين بود كه يوسف بن ابراهيم كه او را يوسف برم مىگفتند در خراسان