محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5255
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويد : رشيد حكم دربارهء شاميان را به يحيى سپرد كه از آنها و آنچه در ميانشان رفته بود در گذشت و آنها را به بغداد آورد . اسحاق بن حسان خزيمى در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « كيست كه به يحيى كه ديدار وى « سخت دشوار است بگويد « اى رعايتگر اسلام بدون قصور « و با ملايمت و نكوكارى . « آبگاههاى وى خوش بود و همى نوشانيد « و در بلنديها جاى مىگرفت « تا وقتى كه در دار السلام جاى گرفت « بر هر مرزى از قلب وى نگهبانى هست « و نگاهى دقيق كه سستى نگيرد . » ( 252 شاعر ديگر دربارهء موسى شعرى دارد به اين مضمون : « شام چنان آشفته شد « كه سر مولود سپيد مىشد « موسى سواران و سپاهيان خويش را « بر آن ريخت « و چون شخص يگانه بيامد « شام به اطاعت آمد « وى بخشنده ايست كه در كار بخشندگى « از همه بخشندگان بالا گرفته است « بخشش پدرش يحيى « و بخشش نياكانش راهبر وى بوده است